تناجی
اقبال لاهوری

بخش ۴۹ - انجم بگریبان ریخت این دیدهٔ تر ما را

انجم بگریبان ریخت این دیدهٔ تر ما را بیرون ز سپهر انداخت این ذوق نظر ما را
هر چند زمین سائیم برتر ز ثریانیمدانی که نمی زیبد عمری چو شرر ما را
شام و سحر عالم از گردش ما خیزددانی که نمی سازد این شام و سحر ما را
این شیشهٔ گردون را از باده تهی کردیمکم کاسه مشو ساقی مینای دگر ما را
شایان جنون ما پهنای دو گیتی نیستاین راهگذر ما را آن راهگذر ما را