زبور عجم
بخش ۱ - به خوانندهٔ کتاب زبور
میشود پردهٔ چشمم پر کاهی گاهی
بخش ۲ - حصه اول
ز برون در گذشتم ز درون خانه گفتم
بخش ۳ - دعا
یارب درون سینه دل با خبر بده
بخش ۴ - عشق شور انگیز را هر جاده در کوی تو برد
«عشق شور انگیز را هر جاده در کوی تو برد»
بخش ۵ - درون سینهٔ ما سوز آرزو ز کجاست؟
درونِ سینهٔ ما سوزِ آرزو ز کجاست؟
بخش ۶ - غزل سرای و نواهای رفته باز آور
غزل سُرای و نواهای رفته بازآور
بخش ۷ - ای که ز من فزودهای گرمی آه و ناله را
ای که ز من فزودهای گرمی آه و ناله را
بخش ۸ - از مشت غبار ما صد ناله برانگیزی
از مشتِ غبار ما صد ناله برانگیزی
بخش ۹ - من اگرچه تیره خاکم دلکیست برگ و سازم
من اگرچه تیره خاکم دلکیست برگ و سازم
بخش ۱۰ - بصدای درمندی بنوای دلپذیری
بصدای درمندی بنوای دلپذیری
بخش ۱۱ - بر سر کفر و دین فشان رحمتِ عامِ خویش را
بر سر کفر و دین فشان رحمتِ عامِ خویش را
بخش ۱۲ - نوای من از آن پر سوز و بیباک و غم انگیزست
نوای من از آن پر سوز و بیباک و غم انگیزست
بخش ۱۳ - دل دیده ئی که دارم همه لذت نظاره
دل دیده ئی که دارم همه لذت نظاره
بخش ۱۴ - گرچه شاهین خرد بر سر پروازی هست
گرچه شاهین خرد بر سر پروازی هست
بخش ۱۵ - این جهان چیست صنم خانهٔ پندار من است
این جهان چیست صنم خانهٔ پندار من است
بخش ۱۶ - فصل بهار این چنین بانگ هزار این چنین
فصل بهار این چنین بانگ هزار این چنین
بخش ۱۷ - برون کشید ز پیچاک هست و بود مرا
برون کشید ز پیچاک هست و بود مرا
بخش ۱۸ - خیز و به خاک تشنهای بادهٔ زندگی فشان
خیز و به خاک تشنهای بادهٔ زندگی فشان
بخش ۱۹ - تو باین گمان که شاید سر آستانه دارم
تو باین گمان که شاید سر آستانه دارم
بخش ۲۰ - نظر به راهنشینان سواره میگذرد
نظر به راهنشینان سواره میگذرد
بخش ۲۱ - بر عقل فلک پیما ترکانه شبیخون به
بر عقل فلک پیما ترکانه شبیخون به
بخش ۲۲ - یا مسلمان را مده فرمان که جان بر کف بنه
یا مسلمان را مده فرمان که جان بر کف بنه
بخش ۲۳ - عقل هم عشق است و از ذوق نگه بیگانه نیست
عقل هم عشق است و از ذوق نگه بیگانه نیست
بخش ۲۴ - سوز و گداز زندگی لذت جستجوی تو
سوز و گداز زندگی لذت جستجوی تو
بخش ۲۵ - درین محفل که کار او گذشت از باده و ساقی
درین محفل که کار او گذشت از باده و ساقی
بخش ۲۶ - ساقیا بر جگرم شعلهٔ نمناک انداز
ساقیا بر جگرم شعلهٔ نمناک انداز
بخش ۲۷ - از آن آبی که در من لاله کارد ساتگینی ده
از آن آبی که در من لاله کارد ساتگینی ده
بخش ۲۸ - ز هر نقشی که دل از دیده گیرد پاک میآیم
ز هر نقشی که دل از دیده گیرد پاک میآیم
بخش ۲۹ - دل بی قید من با نور ایمان کافری کرده
دل بی قید من با نور ایمان کافری کرده
بخش ۳۰ - ز شاعر ناله مستانه در محشر چه میخواهی
ز شاعر ناله مستانه در محشر چه میخواهی
بخش ۳۱ - نه در اندیشهٔ من کار زار کفر و ایمانی
نه در اندیشهٔ من کار زار کفر و ایمانی
بخش ۳۲ - مرغ خوش لهجه و شاهین شکاری از تست
مرغ خوش لهجه و شاهین شکاری از تست
بخش ۳۳ - خوشتر ز هزار پارسائی
خوشتر ز هزار پارسائی
بخش ۳۴ - بر جهان دل من تاختنش را نگرید
بر جهان دل من تاختنش را نگرید
بخش ۳۵ - مرا براه طلب بار در گل است هنوز
مرا براه طلب بار در گل است هنوز
بخش ۳۶ - زمستان را سرآمد روزگاران
زمستان را سرآمد روزگاران
بخش ۳۷ - هوای خانه و منزل ندارم
هوای خانه و منزل ندارم
بخش ۳۸ - از چشم ساقی مست شرابم
از چشم ساقی مست شرابم
بخش ۳۹ - شب من سحر نمودی که به طلعت آفتابی
شب من سحر نمودی که به طلعت آفتابی
بخش ۴۰ - درین میخانه ای ساقی ندارم محرمی دیگر
درین میخانه ای ساقی ندارم محرمی دیگر
بخش ۴۱ - بجهان دردمندان تو بگو چه کار داری
بجهان دردمندان تو بگو چه کار داری
بخش ۴۲ - اگر نظاره از خود رفتگی آرد حجاب اولی
اگر نظاره از خود رفتگی آرد حجاب اولی
بخش ۴۳ - نور تو وانمود سپید و سیاه را
نور تو وانمود سپید و سیاه را
بخش ۴۴ - بده آندل که مستی های او از بادهٔ خویش است
بده آندل که مستی های او از بادهٔ خویش است
بخش ۴۵ - کف خاکی برگ و سازم برهی فشانم او را
کف خاکی برگ و سازم برهی فشانم او را
بخش ۴۶ - این دل که مرا دادی لبریز یقین بادا
این دل که مرا دادی لبریز یقین بادا
بخش ۴۷ - رمز عشق تو به ارباب هوس نتوان گفت
رمز عشق تو به ارباب هوس نتوان گفت
بخش ۴۸ - یاد ایامی که خوردم باده ها با چنگ و نی
یاد ایامی که خوردم باده ها با چنگ و نی
بخش ۴۹ - انجم بگریبان ریخت این دیدهٔ تر ما را
انجم بگریبان ریخت این دیدهٔ تر ما را
بخش ۵۰ - خاور که آسمان بکمند خیال اوست
خاور که آسمان بکمند خیال اوست
بخش ۵۱ - فرصت کشمکش مده این دل بی قرار را
فرصت کشمکش مده این دل بی قرار را
بخش ۵۲ - جانم در آویخت با روزگاران
جانم در آویخت با روزگاران
بخش ۵۳ - به تسلئی که دادی نگذاشت کار خود را
به تسلئی که دادی نگذاشت کار خود را
بخش ۵۴ - بحرفی می توان گفتن تمنای جهانی را
بحرفی می توان گفتن تمنای جهانی را
بخش ۵۵ - چند بروی خودکشی پردهٔ صبح و شام را
چند بروی خودکشی پردهٔ صبح و شام را
بخش ۵۶ - نفس شمار به پیچاک روزگار خودیم
نفس شمار به پیچاک روزگار خودیم
بخش ۵۷ - به فغان نه لب گشودم که فغان اثر ندارد
به فغان نه لب گشودم که فغان اثر ندارد
بخش ۵۸ - ما که افتندهتر از پرتو ماه آمدهایم
ما که افتندهتر از پرتو ماه آمدهایم
بخش ۵۹ - ای خدای مهر و مه خاک پریشانی نگر
ای خدای مهر و مه خاک پریشانی نگر
بخش ۶۰ - «شاخ نهال سدرهای خار و خس چمن مشو»
«شاخ نهال سدرهای خار و خس چمن مشو»
بخش ۶۱ - دو عالم را توان دیدن بمینائی که من دارم
دو عالم را توان دیدن بمینائی که من دارم
بخش ۶۲ - بر خیز که آدم را هنگام نمود آمد
بر خیز که آدم را هنگام نمود آمد
بخش ۶۳ - مه و ستاره که در راه شوق هم سفرند
مه و ستاره که در راه شوق هم سفرند
بخش ۶۴ - درون لاله گذر چون صبا توانی کرد
درون لاله گذر چون صبا توانی کرد
بخش ۶۵ - اگر به بحر محبت کرانه میخواهی
اگر به بحر محبت کرانه میخواهی
بخش ۶۶ - زمانه قاصد طیار آن دلآرام است
زمانه قاصد طیار آن دلآرام است
بخش ۶۷ - دگر ز ساده دلیهای یار نتوان گفت
دگر ز ساده دلیهای یار نتوان گفت
بخش ۶۸ - خرد از ذوق نگه گرم تماشا بود است
خرد از ذوق نگه گرم تماشا بود است
بخش ۶۹ - غلام زنده دلانم که عاشق سره اند
غلام زنده دلانم که عاشق سره اند
بخش ۷۰ - لاله این چمن آلودهٔ رنگ است هنوز
لاله این چمن آلودهٔ رنگ است هنوز
بخش ۷۱ - تکیه بر حجت و اعجاز و بیان نیز کنند
تکیه بر حجت و اعجاز و بیان نیز کنند
بخش ۷۲ - چو موج مست خودی باش و سر بطوفان کش
چو موج مست خودی باش و سر بطوفان کش
بخش ۷۳ - خضر وقت از خلوت دشت حجاز آید برون
خضر وقت از خلوت دشت حجاز آید برون
بخش ۷۴ - ز سلطان کنم آرزوی نگاهی
ز سلطان کنم آرزوی نگاهی
بخش ۷۵ - با نشئه درویشی در ساز و دمادم زن
با نشئه درویشی در ساز و دمادم زن
بخش ۷۶ - هوس هنوز تماشا گر جهانداری است
هوس هنوز تماشا گر جهانداری است
بخش ۷۷ - فرشته گرچه برون از طلسم افلاک است
فرشته گرچه برون از طلسم افلاک است
بخش ۷۸ - عرب که باز دهد محفل شبانه کجاست
عرب که باز دهد محفل شبانه کجاست
بخش ۷۹ - مانند صبا خیز و وزیدن دگر آموز
مانند صبا خیز و وزیدن دگر آموز
بخش ۸۰ - ای غنچهٔ خوابیده، چو نرگس نگران خیز
ای غنچهٔ خوابیده، چو نرگس نگران خیز
بخش ۸۱ - جهان ما همه خاک است و پی سپر گردد
جهان ما همه خاک است و پی سپر گردد
بخش ۸۲ - باز بر رفته و آینده نظر باید کرد
باز بر رفته و آینده نظر باید کرد
بخش ۸۳ - خیال من به تماشای آسمان بود است
خیال من به تماشای آسمان بود است
بخش ۸۴ - از نوا بر من قیامت رفت و کس آگاه نیست
از نوا بر من قیامت رفت و کس آگاه نیست
بخش ۸۵ - شراب میکدهٔ من نه یادگار جم است
شراب میکدهٔ من نه یادگار جم است
بخش ۸۶ - لاله صحرایم از طرف خیابانم برید
لاله صحرایم از طرف خیابانم برید
بخش ۸۷ - سخن تازه زدم کس بسخن وا نرسید
سخن تازه زدم کس بسخن وا نرسید
بخش ۸۸ - عاشق آن نیست که لب گرم فغانی دارد
عاشق آن نیست که لب گرم فغانی دارد
بخش ۸۹ - درین چمن دل مرغان زمان زمان دگر است
درین چمن دل مرغان زمان زمان دگر است
بخش ۹۰ - ما از خدای گم شدهایم او به جستجوست
ما از خدای گم شدهایم او به جستجوست
بخش ۹۱ - انقلاب! ای انقلاب!
خواجه از خون رگ مزدور سازد لعل ناب
بخش ۹۲ - گرچه می دانم که روزی بی نقاب آید برون
گرچه می دانم که روزی بی نقاب آید برون
بخش ۹۳ - گشاده رو ز خوش و ناخوش زمانه گذر
گشاده رو ز خوش و ناخوش زمانه گذر
بخش ۹۴ - زندگی در صدف خویش گهر ساختن است
زندگی در صدف خویش گهر ساختن است
بخش ۹۵ - برون زین گنبد در بسته پیدا کرده ام راهی
برون زین گنبد در بسته پیدا کرده ام راهی
بخش ۹۶ - گنهکار غیورم مزد بیخدمت نمیگیرم
گنهکار غیورم مزد بیخدمت نمیگیرم
بخش ۹۷ - جهان کورست و از آئینهٔ دل غافل افتاد است
جهان کورست و از آئینهٔ دل غافل افتاد است
بخش ۹۸ - نیابی در جهان یاری که داند دلنوازی را
نیابی در جهان یاری که داند دلنوازی را
بخش ۹۹ - علمی که تو آموزی مشتاق نگاهی نیست
علمی که تو آموزی مشتاق نگاهی نیست
بخش ۱۰۰ - چو خورشید سحر پیدا نگاهی می توان کردن
چو خورشید سحر پیدا نگاهی می توان کردن
بخش ۱۰۱ - کشیدی باده ها در صحبت بیگانه پی در پی
کشیدی باده ها در صحبت بیگانه پی در پی
بخش ۱۰۲ - عشق اندر جستجو افتاد آدم حاصل است
عشق اندر جستجو افتاد آدم حاصل است
بخش ۱۰۳ - بیا که خاوریان نقش تازهای بستند
بیا که خاوریان نقش تازهای بستند
بخش ۱۰۴ - عشق را نازم که بودش را غم نابود نی
عشق را نازم که بودش را غم نابود نی
بخش ۱۰۵ - بر دل بیتاب من ساقی می نابی زند
بر دل بیتاب من ساقی می نابی زند
بخش ۱۰۶ - فروغ خاکیان از نوریان افزون شود روزی
فروغ خاکیان از نوریان افزون شود روزی
بخش ۱۰۷ - ز رسم و راه شریعت نکرده ام تحقیق
ز رسم و راه شریعت نکرده ام تحقیق
بخش ۱۰۸ - از همه کس کناره گیر صحبت آشنا طلب
از همه کس کناره گیر صحبت آشنا طلب
بخش ۱۰۹ - بینی جهان را خود را نبینی
بینی جهان را خود را نبینی
بخش ۱۱۰ - من هیچ نمیترسم از حادثهٔ شبها
من هیچ نمیترسم از حادثهٔ شبها
بخش ۱۱۱ - تو کیستی ز کجائی که آسمان کبود
تو کیستی ز کجائی که آسمان کبود
بخش ۱۱۲ - دیار شوق که درد آشناست خاک آنجا
دیار شوق که درد آشناست خاک آنجا
بخش ۱۱۳ - می دیرینه و معشوق جوان چیزی نیست
می دیرینه و معشوق جوان چیزی نیست
بخش ۱۱۴ - قلندران که به تسخیر آب و گل کوشند
قلندران که به تسخیر آب و گل کوشند
بخش ۱۱۵ - دو دسته تیغم و گردون برهنه ساخت مرا
دو دسته تیغم و گردون برهنه ساخت مرا
بخش ۱۱۶ - مثل شرر ذره را تن به تپیدن دهم
مثل شرر ذره را تن به تپیدن دهم
بخش ۱۱۷ - خودی را مردمآمیزی دلیل نارساییها
خودی را مردمآمیزی دلیل نارساییها
بخش ۱۱۸ - چون چراغ لاله سوزم در خیابان شما
چون چراغ لاله سوزم در خیابان شما
بخش ۱۱۹ - دم مرا صفت باد فرودین کردند
دم مرا صفت باد فرودین کردند
بخش ۱۲۰ - گذر از آنکه ندیدست و جز خبر ندهد
گذر از آنکه ندیدست و جز خبر ندهد
بخش ۱۲۱ - در این صحرا گذر افتاد شاید کاروانی را
در این صحرا گذر افتاد شاید کاروانی را
بخش ۱۲۲ - ترا نادان امید غمگساریها ز افرنگ است
ترا نادان امید غمگساریها ز افرنگ است
بخش ۱۲۳ - بگذر از خاور و افسونی افرنگ مشو
بگذر از خاور و افسونی افرنگ مشو
بخش ۱۲۴ - جهان رنگ و بو پیدا تو میگوئی که راز است این
جهان رنگ و بو پیدا تو میگوئی که راز است این
بخش ۱۲۵ - از داغ فراق او در دل چمنی دارم
از داغ فراق او در دل چمنی دارم
بخش ۱۲۶ - به نگاه آشنائی چو درون لاله دیدم
به نگاه آشنائی چو درون لاله دیدم
بخش ۱۲۷ - این هم جهانی آن هم جهانی
این هم جهانی آن هم جهانی
بخش ۱۲۸ - بهار آمد نگه می غلطد اندر آتش لاله
بهار آمد نگه می غلطد اندر آتش لاله
بخش ۱۲۹ - صورت گری که پیکر روز و شب آفرید
صورت گری که پیکر روز و شب آفرید
بخش ۱۳۰ - باز این عالم دیرینه جوان میبایست
باز این عالم دیرینه جوان میبایست
بخش ۱۳۱ - لاله این گلستان داغ تمنائی نداشت
لاله این گلستان داغ تمنائی نداشت
بخش ۱۳۲ - هنگامه را که بست درین دیر دیر پای
هنگامه را که بست درین دیر دیر پای
بخش ۱۳۳ - ای لاله ای چراغ کهستان و باغ و راغ
ای لاله ای چراغ کهستان و باغ و راغ
بخش ۱۳۴ - من بندهٔ آزادم عشق است امام من
من بندهٔ آزادم عشق است امام من
بخش ۱۳۵ - کم سخن غنچه که در پردهٔ دل رازی داشت
کم سخن غنچه که در پردهٔ دل رازی داشت
بخش ۱۳۶ - خود را کنم سجودی ، دیر و حرم نمانده
خود را کنم سجودی ، دیر و حرم نمانده
بخش ۱۳۷ - آغاز گلشن راز جدید
به سواد دیدهٔ تو نظر آفریدهام من
بخش ۱۳۸ - تمهید گلشن راز جدید
ز جان خاور آن سوز کهن رفت
بخش ۱۳۹ - بندگی نامه
گفت با یزدان مه گیتی فروز
بخش ۱۴۰ - موسیقی
مرگ ها اندر فنون بندگی
بخش ۱۴۱ - مذهب غلامان
در غلامی عشق و مذهب را فراق
بخش ۱۴۲ - در فن تعمیر مردان آزاد
یک زمان با رفتگان صحبت گزین