تناجی
اقبال لاهوری

بخش ۴۳ - نور تو وانمود سپید و سیاه را

نور تو وانمود سپید و سیاه رادریا و کوه و دشت و در و مهر و ماه را
تو در هوای آنکه نگه آشنای اوستمن در تلاش آنکه نتابد نگاه را