بخش ۱۳۴ - من بندهٔ آزادم عشق است امام من
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به آزادی و عشق خود اشاره میکند و عشق را به عنوان رهبر و امام خود معرفی میکند. او عقل را خدمتکار عشق میداند و با اشاره به محفل و جام، حال و هوای شاد و مستانهاش را توصیف میکند. شاعر همچنین بر این نکته تأکید میکند که این عشق موزونی است که فراتر از مرگ و زوال دنیایی است. او در نهایت به وجود خود و مقام عشق اشاره میکند و از عمق وجودش سخن میگوید.
من بندهٔ آزادم عشق است امام منعشق است امام من عقل است غلام من
هوش مصنوعی: من آزاد هستم و عشق راهنمای من است. عشق، رئیس و هدایتگر زندگیام است و عقل در خدمت من است.
هنگامهٔ این محفل از گردش جام مناین کوکب شام من این ماه تمام من
هوش مصنوعی: در این تجمع و شور و شوق، تأثیر نوشیدن شراب من به اوج خود رسیده است. این ستارهی شب من است و همچنین این ماه کامل نمایانگر من است.
جان در عدم آسودهٔ بی ذوق تمنا بودمستانه نوا ها زد در حلقه دام من
هوش مصنوعی: در نبودن و بیحوصلگی، روح من در آرامش بود، ولی ناگهان با نواهای شاداب و سرمستکننده، گرفتار دام عشق شدم.
ای عالم رنگ و بو این صحبت ما تا چندمرگست دوام تو عشق است دوام من
هوش مصنوعی: ای موجود زیبای رنگ و عطر، این گفتوگوی ما تا کی ادامه دارد؟ مرگ تو عشق است و ادامهدار، اما من چه؟
پیدا به ضمیرم او پنهان به ضمیرم اواین است مقام او دریاب مقام من
هوش مصنوعی: او در دل من آشکار است و پنهان در وجودم، این جایگاه اوست؛ حالا مقام من را نیز بشناس.