بخش ۷۸ - عرب که باز دهد محفل شبانه کجاست
هوش مصنوعی: این شعر به جستوجو و پرسشهایی در مورد عشق، جوانی، زندگی و زمان میپردازد. شاعر به دنبال محفل شبانهای است که عرب میتواند آن را بگشاید و میپرسد که جوهر عشق و زیبایی در کجاست. او به یاد پیران و خمرههای خالی اشاره میکند و ناپایداری و ویژگیهای زندگی را بررسی میکند. سپس به چمنکده و آشیانههای آتشین اشاره میکند و از قافلههای گمشده در زندگی آدمی سخن میگوید. در ادامه، شاعر به جستوجوی آبی عمیق و بیکرانه میپردازد و از خون تازهای که در رگ تاک جاری است سخن میگوید. در انتها، او از گذر زمان و تغییرات زندگی یاد کرده و از خود میپرسد که دوران و زمان حال کجاست.
عرب که باز دهد محفل شبانه کجاستعجم که زنده کند رود عاشقانه کجاست
هوش مصنوعی: عربها که شبها دور هم جمع میشوند و جشن و شادی میکنند، کجا هستند؟ و عجمها که به عشق و احساسات زنده میکنند، کجا هستند؟
بزیر خرقهٔ پیران سبوها چه خالی استفغان که کس نشناسد می جوانه کجاست
هوش مصنوعی: زیر لباس کهنهی بزرگترها، از نوشیدنیها و سَبُوها خبری نیست. افسوس که هیچکس نمیداند آن شادی و جوانی چه جاهایی پیدا میشود.
درین چمنکده هر کس نشیمنی سازدکسی که سازد و وا سوزد آشیانه کجاست
هوش مصنوعی: در این باغچه، هر کسی برای خود جایی درست میکند، اما آن کسی که خانهای ساخته و در آتش میسوزد، دیگر جایی برای زندگی ندارد.
هزار قافله بیگانه وار دید و گذشتدلی که دید به انداز محرمانه کجاست
هوش مصنوعی: دل انسان به هزاران مسافر غریب و بیگانه مینگرد و آنها را میبیند، اما وقتی به عشق و راز خودش میرسد، متوجه میشود که این احساس چیست و در کجا قرار دارد.
چو موج خیز و به یم جاودانه می آویزکرانه می طلبی؟ بی خبر کرانه کجاست
هوش مصنوعی: آیا مانند موجی که به دریا میخزد، به دنبال ساحلی هستی؟ در حالی که نمیدانی ساحل کجاست و از آن بیخبری؟
بیا که در رگ تاک تو خون تازه دویددگر مگوی که آن بادهٔ مغانه کجاست
هوش مصنوعی: بیا که حالا شراب تازهای در رگ تاک جریان پیدا کرده است. دیگر از شراب مغانه صحبت نکن.
بیک نورد فرو پیچ روزگاران راز دیر و زود گذشتی دگر زمانه کجاست
هوش مصنوعی: زمانها و روزگارها را مانند دودی که در یک باد میپیچد، در گذر بودهای. اکنون زمانهای که میشناسیم، کجاست؟