تناجی
اقبال لاهوری

بخش ۸۶ - لاله صحرایم از طرف خیابانم برید

لاله صحرایم از طرف خیابانم بریددر هوای دشت و کهسار و بیابانم برید
روبهی آموختم از خویش دور افتاده امچاره پردازن به آغوش نیستانم برید
در میان سینه حرفی داشتم گم کرده امگرچه پیرم پیش ملای دبستانم برید
ساز خاموشم نوای دیگری دارم هنوزآنکه بازم پرده گرداند پی آنم برید
در شب من آفتاب آن کهن داغی بس استاین چراغ زیر فانوس از شبستانم برید
من که رمز شهریاری با غلامان گفته امبندهٔ تقصیر وارم پیش سلطانم برید