تناجی
اقبال لاهوری

بخش ۵۹ - ای خدای مهر و مه خاک پریشانی نگر

ای خدای مهر و مه خاک پریشانی نگرذره ئی در خود فرو پیچد بیابانی نگر
حسن بی پایان درون سینهٔ خلوت گرفتآفتاب خویش را زیر گریبانی نگر
بر دل آدم زدی عشق بلاانگیز راآتش خود را به آغوش نیستانی نگر
شوید از دامان هستی داغهای کهنه راسخت کوشیهای این آلوده دامانی نگر
خاک ما خیزد که سازد آسمان دیگریذره ناچیز و تعمیر بیابانی نگر