تناجی
اقبال لاهوری

بخش ۹۳ - گشاده رو ز خوش و ناخوش زمانه گذر

گشاده رو ز خوش و ناخوش زمانه گذرز گلشن و قفس و دام و آشیانه گذر
گرفتم اینکه غریبی و ره شناس نئیبکوی دوست بانداز محرمانه گذر
بهر نفس که بر آری جهان دگرگون کندرین رباط کهن صورت زمانه گذر
اگر عنان تو جبریل و حور می گیرندکرشمه بر دلشان ریز و دلبرانه گذر