تناجی
اقبال لاهوری

بخش ۳۸ - از چشم ساقی مست شرابم

از چشم ساقی مست شرابمبی می خرابم بی می خرابم
شوقم فزون تر از بی حجابیبینم نه بینم در پیچ و تابم
چون رشتهٔ شمع آتش بگیرداز زخمهٔ من تار ربابم
از من برون نیست منزلگه منمن بی نصیبم ، راهی نیابم
تا آفتابی خیزد ز خاورمانند انجم بستند خوابم