تناجی
اقبال لاهوری

بخش ۶ - غزل سرای و نواهای رفته باز آور

غزل سُرای و نواهای رفته باز‌آوربه این فسرده‌دلان حرفِ دل‌نواز آور
کِنشت و کعبه و بتخانه و کلیسا راهزار فتنه از آن چشمِ نیم‌باز آور
ز باده‌ئی که بخاکِ من آتشی آمیختپیاله‌ئی بجوانانِ نو‌ نیاز آور
نئی که دل ز نوایش بسینه می‌رقصدمئی که شیشهٔ جان را دهد گداز‌ آور
به نیستانِ عجم بادِ صبحدم تیز استشراره‌ئی که فرو می‌چکد ز ساز آور