تناجی
اقبال لاهوری

بخش ۳۴ - بر جهان دل من تاختنش را نگرید

بر جهان دل من تاختنش را نگریدکشتن و سوختن و ساختنش را نگرید
روشن از پرتو آن ماه دلی نیست که نیستبا هزار آینه پرداختنش را نگرید
آنکه یکدست برد ملک سلیمانی چندبا فقیران دو جهان باختنش را نگرید
آنکه شبخون بدل و دیدهٔ دانایان ریختپیش نادان سپر انداختنش را نگرید