تناجی
اقبال لاهوری

بخش ۳۳ - خوشتر ز هزار پارسائی

خوشتر ز هزار پارسائیگامی به طریق آشنائی
در سینهٔ من دمی بیاسایاز محنت و کلفت خدائی
ما را ز مقام ما خبر کنمائیم کجا و تو کجائی
آن چشمک محرمانه یاد آرتا کی به تغافل آزمائی
دی ماه تمام گفت با مندر ساز به داغ نارسائی
خوش گفت ولی حرام کردنددر مذهب عاشقان جدائی
پیش تو نهاده ام دل خویششاید که تو این گره گشائی