تناجی
اقبال لاهوری

بخش ۱۰۹ - بینی جهان را خود را نبینی

بینی جهان را خود را نبینیتا چند نادان غافل نشینی
نور قدیمی شب را بر افروزدست کلیمی در آستینی
بیرون قدم نه از دور آفاقتو پیش ازینی تو بیش ازینی
از مرگ ترسی ای زنده جاوید؟مرگ است صیدی تو در کمینی
جانی که بخشد دیگر نگیرندآدم بمیرد از بی یقینی
صورت گری را از من بیاموزشاید که خود را باز آفرینی