تناجی
اقبال لاهوری

بخش ۱۲۹ - صورت گری که پیکر روز و شب آفرید

صورت گری که پیکر روز و شب آفریداز نقش این و آن بتماشای خود رسید
صوفی! برون ز بنگه تاریک پا بنهفطرت متاع خویش به سوداگری کشید
صبح و ستاره و شفق و ماه و آفتاببی پرده جلوه ها به نگاهی توان خرید