تناجی
اقبال لاهوری

بخش ۵۲ - چه خوش صحرا که در وی کاروانها

چه خوش صحرا که در وی کاروانهادرودی خواند و محمل براند
به ریگ گرم او آور سجودیجبین را سوز تا داغی بماند