تناجی
اقبال لاهوری

بخش ۲۲۴ - چمن‌ها زان جنون ویرانه گردد

چمن‌ها زان جنون ویرانه گرددکه از هنگامه‌ها بیگانه گردد
ازآن هویی که افکندم درین شهرجنون ماند ولی فرزانه گردد