تناجی
اقبال لاهوری

بخش ۲۶۶ - نوا از سینه مرغ چمن برد

نوا از سینه مرغ چمن بردز خون لالهن سوز کهن برد
به این مکتب ، به این دانش چه نازیکه نان در کف نداد و جان ز تن برد