بخش ۳۵۲ - بگو از من به پرویزان این عصر
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به پرویزان عصر خود میگوید که نه او فرهاد است که با تیشه در دست باشد. او از درد و رنجی سخن میگوید که در دلش وجود دارد و اشاره به سنگینی دل و دشواریهای زندگی دارد. این اشعار نشاندهنده ناامیدی و تحمل رنجهایی است که در دلش احساس میکند.
بگو از من به پرویزان این عصرنه فرهادم که گیرم تیشه در دست
هوش مصنوعی: به مردم این زمان بگو که من فرهاد نیستم که با تیشه به کوه حملهور شوم و کوه را بشکافم.
ز خاری کو خلد در سینهٔ مندل صد بیستون را میتوان خست
هوش مصنوعی: از دردی که در دلم دارم، میتوانم صحنههای زیبای عشق و جذبه را به تصویر بکشم، اگرچه بر اثر سختیها و تلخیها، همچنان به جستجوی زیباییها ادامه میدهم.