بخش ۳۷۹ - من و تو از دل و دین نا امیدیم
هوش مصنوعی: شاعر از ناامیدی خود نسبت به دل و دین صحبت میکند و احساس میکند که از اصل خود دور شده است. او میگوید که دل و دین هر دو در حال از دست رفتن هستند و در نهایت، دو موجود بیفایدهای را به دست آوردهاند که هیچ سودی برایشان ندارد.
من و تو از دل و دین نا امیدیمچوبوی گل ز اصل خود رمیدیم
هوش مصنوعی: ما و تو از عشق و ایمان ناامید شدهایم، مانند گلی که از ریشهاش جدا شده و دور افتاده است.
دل مامرد و دین از مردنش مرددو تامرگی بیک سود اخریدیم
هوش مصنوعی: دل از دست رفته و ایمان نیز با مرگ دل از بین رفته است. ما دو چیز با یک سود به دست آوردهایم.