غزل شمارهٔ ۱۳۱۳
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بیان احساسات عمیق خود میپردازد و از درد و وحشت زندگی و عشق سخن میگوید. او خود را به گلها و پروانهها تشبیه میکند که به دلیل مشکلات و زحمتها، بالهایشان شکسته شده است. شاعر از افسردگی و غم ناشی از درد و ناکامی صحبت میکند و به دلسوزی برای دیگران اشاره دارد که در این عالم به انزوا و افسردگی دچار شدهاند. او همچنین به عدم درک خوبان و زیباییها از دردهای عمیق انسانها اشاره میکند. در آخر، شاعر میگوید که حتی در تنگناها و مشکلات، نباید امید و پرواز روح را از دست داد.
چون برگ گل ز بس پر و بالم شکستهاندمکتوب وحشتم به پر رنگ بستهاند
هوش مصنوعی: به خاطر آسیبهایی که به من زدهاند، حالتی مثل برگ گل دارم که پر و بالم شکسته است و نوشتههای ترسم را به رنگی شاد تزئین کردهاند.
پروانه مشربان به یک انداز سوختناز صد هزار زحمت پرواز رستهاند
هوش مصنوعی: پروانهای که عاشق میسوزد، به یک اندازه از سختیهای پرواز و زحمتهای بسیار رهایی یافته است.
فرصتکفیل وحشت کس نیست زپن چمنگلها بس است دامن رنگی شکستهاند
هوش مصنوعی: فرصت برای ترس و نگرانی وجود ندارد، زیرا در میان چمنزار، گلها به اندازه کافی وجود دارند و دامن زیباییها در حال رنگارنگ شدن و شکسته شدن است.
تمثال من در آینه پیدا نمیشوددر پرده خیال توام نقش بستهاند
هوش مصنوعی: تصویر من در آینه قابل مشاهده نیست، اما در خیال تو به خوبی نقش بسته و وجود دارد.
افسردگی به سوختگانت چه میکنداینجا سپندها همه با ناله جستهاند
هوش مصنوعی: افسردگی به زخمهایت چه تاثیری میگذارد؟ در اینجا همهی آتشها به حالت ناله و غم حضور دارند.
عالم تمام خون شد و از چشم ما چکیدخوبان هنوز منکر دلهای خستهاند
هوش مصنوعی: جهان پر از درد و رنج است و اشکهای ما بر زمین میریزد، اما کسانی که در این دنیا زندگی میکنند هنوز وجود ناامید و خسته ما را انکار میکنند.
آن بیخودان که ضبط نفس کردهاند سازآسودهتر ز آواز تارگسستهاند
هوش مصنوعی: آنهایی که در کنترل خود موفق بودهاند، زندگی راحتتری دارند و از نگرانیها و صداهای ناخوشایند دور شدهاند.
آزادگان به گوشهٔ دامن فشاندنیچون دشت در غبار دو عالم نشستهاند
هوش مصنوعی: آزادگان در گوشهای نشستهاند و سنگینی دنیا بر دوششان حس میشود، مانند دشتی که در غبار و ابهام محاصره شده است.
سر برمکش ز جیبکهگلهای این چمناز شوق غنچگی همه محتاج دستهاند
هوش مصنوعی: به آرامی سر خود را از جیب درآور، زیرا گلهای این چمن به خاطر شوق شکوفا شدن، همه نیازمند دستهای هستند.
ما راهمان به خاک ره عجز واگذارواماندگان در آبله دامن شکستهاند
هوش مصنوعی: ما را به مسیری رهنمون کن که در آن از ناتوانی رنج میبریم، در حالی که آنهایی که از ما عقب ماندهاند، از شدت شکست و ناامیدی در درد خود گرفتارند.
بیدل ز تنگنای جهانت ملال نیستپرواز ناله را به قفس ره نبستهاند
هوش مصنوعی: بیدل از محدودیتهای زندگی تو ناراحت نیست؛ چرا که پرواز صداهایش در قفس محدود نشده است.