غزل شمارهٔ ۲۱۹۲
هوش مصنوعی: این شعر درباره زیبایی و نازنین بودن معشوق است. شاعر از ناز و لطافت معشوقش مانند سرو و شمع سخن میگوید و به جذابیتهای او اشاره میکند. او به چهره معشوق و حالتهای مختلفش که دل را میبرد، اشاره دارد و از تماشای او لذت میبرد. شاعر از حسرت و اشک ناشی از زیبایی و معصومیت او میگوید و در نهایت، به شوق و شگفتی ناشی از دیدن معشوقش در دنیای عشق و احساسات اشاره میکند. این عشق به حدی عمیق و زیباست که تمام ابعاد وجود شاعر را تحت تأثیر قرار داده است.
چو سرو از ناز بر جوی حیا بالیدنت نازمچو شمع از سرکشی در بزم دل نازبدنت نازم
هوش مصنوعی: مثل سرو که بر اثر ناز و زیبایی به سمت آب و هوا میبالد، من به زیبایی و ناز تو میبالیدم. مثل شمع که با سرکشی و درخشش خود در مجالس دل میسوزد، من به جذابیت و زیبایی تو دل میبازم.
همه موج شکفتن میچکد از چین پیشانیگلستان حیا در غنچگی پیچیدنت نازم
هوش مصنوعی: تمام زیباییهایی که در طبیعت وجود دارد، از جلوههای خویش بر چهره گلستان حیا میچکد. من به حالت زیبای تو که همچون غنچهای در خود پیچیدهای، دلبستهام و به خاطرش تحسینت میکنم.
گهی از خنده کاهی از تغافل میبری دل رادقایقهای ناز دلبری فهمیدنت نازم
هوش مصنوعی: گاهی با خندهات، دل مرا شاد میکنی و گاهی با بیتوجهیات، مرا میسنجی. در هر حال، دقایق محبتآمیزت را میفهمم و به زیباییهای تو و ناز طبیعتت مینازم.
به بازار تمناگوهر بحر تغافل رابه میزان عیاری هر زمان سنجیدنت نازم
هوش مصنوعی: به بازار آرزوها میروم و به این فکر میکنم که ارزش گنجینهای از غفلت را با دقت و در هر لحظه میسنجم و به این کار افتخار میکنم.
زبان شانه میگوید به زلف فتنه پیرایتکه با این سرکشیها گرد سر گردیدنت نازم
هوش مصنوعی: زبان شانه به زلف زیبای تو میگوید که به خاطر این بازیگوشیها و سرکشیها، من به گردنت افتخار میکنم.
ز شبنم اشک میریزد صبا ای غنچه بر پایتبه حالگریهٔ آشفتگان خندیدنت نازم
هوش مصنوعی: در هوای صبح، به خاطر اشکهایی که از گلها میچکد، ای غنچه، بر زمین خضوع و ادب میافکنم. به خاطر خندیدن تو، که در این حال و هوای غمانگیز، برای دلهای آشفته مایهٔ دلخوشی است، به تو افتخار میکنم.
به دست مردمان دیده صبح وصل او بیدلگل حیرت ز گلزار تماشا چیدنت نازم
هوش مصنوعی: به نظرم میرسد که مردمان، صبحی را که با وصال او همراه است، درک کردهاند و من در حیرت از زیباییهای آن گلزار هستم که تو با ناز خود از آن گلها دستچین میکنی.