غزل شمارهٔ ۲۷۱۴
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی توصیفگر بازیگری چشم و دل فردی است که تحت تأثیر جذابیت و زیبایی معشوق قرار دارد. شاعر از مستی و سرمستی ناشی از این محبت سخن میگوید و به احساساتی چون حسرت و عیش اشاره میکند. او همچنین از چگونگی تاثیر تصویر و خط معشوق بر دلش مینویسد و به بازیگوشی این احساسات در دل و ذهن اشاره دارد. در نهایت، شاعر به قلم و نوشته خود اشاره میکند، گویی که این کلمات و آثارش نیز تحت تأثیر زیبایی معشوق قرار دارند.
نگه از مستی چشم تو با ساغر کند بازیحیا از رنگ تمکین تو با گوهر کند بازی
هوش مصنوعی: چشمان تو با مستیاش همچون ساغر و جامی بازی میکند و حیا به رنگ اطاعت تو، مانند گوهر درخشان، بازیگرانه خود را نشان میدهد.
اگر بیند هجوم خط به دور شکّر لعلشز حسرت مور جوهر در دم خنجر کند بازی
هوش مصنوعی: اگر کسی ببیند که حروف روی لبهای زیبا و دلربایش در حال رقصیدن هستند، به طوری که این زیبایی او را به یاد ارزش و جذابیت خود میاندازد، ممکن است حسرت بخورد و احساس کند که این زیبایی چقدر ارزشمند است.
به دوران تو گردون مهرهٔ سیاره میچیندبفرما چشم فتان را که تا ابتر کند بازی
هوش مصنوعی: در زمان تو، آسمان با دقت ستارهها را ساماندهی میکند. به چشمان جذاب و فریبندهات بگو که بازی را بینتیجه بگذارد.
به بزم بیقراری مشرب عیش شرر دارممن و اشکی که چون اطفال با اخگر کند بازی
هوش مصنوعی: من در محفل بیتابی، حالتی شاداب و نشاطآور دارم و اشکی در چشمانم هست که همچون کودکانی بازیگوش با آتش سر و کار دارد.
اگر تحریر خط دلفریبش سر کنم بیدلزبان کلک خشک من به مشک تر کند بازی
هوش مصنوعی: اگر بخواهم زیبایی خط او را بنویسم، قلم خشک و بیروح من به لطف و زیباییاش جان تازهای میگیرد.