قصیدهٔ شمارهٔ ۳۷ - وله ایضاْ فی مدحه
هوش مصنوعی: این شعر به مدح شخصیت بزرگی اشاره دارد که شاعر به وصف او میپردازد. شاعر با استفاده از تشبیهها و تصاویری زیبا، این شخصیت را برجسته و توانمند جلوه میدهد. او به قدرت و عظمت این فرد اشاره میکند و او را همچون حامی دین، قهرمانان تاریخی و پادشاهان بزرگ توصیف میکند. شاعر همچنین از زبان خود، به عنوان یک منبع خلاقیت و طبع روان یاد میکند و تلاش میکند تا به تحسین و تمجید از این شخصیت بپردازد. در نهایت، شعر به عظمت و ثبات سرنوشت و چرخش زمان اشاره دارد که به تأثیر این فرد در تاریخ و سرنوشت مردم مرتبط است.
باز این تویی شهاکه جهانت مسخرستبر تارکت ز مهر جهانتاب افسرست
هوش مصنوعی: ای تو که درخشنده هستی و جهان زیر فرمان توست، بر بام زندگیات تاجی از محبت و نور میدرخشد.
باز این منم که طبع روانم سخنسر استشیرشن کلام من به مثل تنگ شکرست
هوش مصنوعی: من دوباره همان کسی هستم که روحیهام پر از شعر و سخن است. کلام من شیرین است و مانند شربت غلیظی میماند که لذتبخش و دلپذیر است.
باز ای تویی شها که سزاوار تست مدحطبعت محیط فیض و کفت کان گوهرست
هوش مصنوعی: بازیابی تو، ای شاه، در خور توست. تو که طبیعتت به قدری غنی و پر از نعمت است که گویی گوهر ناب به شمار میآیی.
باز این منمکه تا ز ثنای تو دم زنمغمگین ز فکر روشن من مهر انور ست
هوش مصنوعی: من دوباره هستم که وقتی از تو تعریف میکنم، ناراحت از این هستم که در ذهن من، عشق روشن و روشنی وجود ندارد.
باز این توییکه مهرهٔ اقبال بدسگالاز دستخون داو جلالت به ششدرست
هوش مصنوعی: این تویی که مانند مهرهای در بازی اقبال، از دستان سرنوشت و تقدیر به نیکی شکل نگرفتهای.
باز این منم که تهنیتآور به سوی منروح امامی از هری و مجد همگرست
هوش مصنوعی: این من هستم که با شادی و خوشحالی به سمت خودم دعوت میکنم روح بزرگ امامی را که از هری آمده و با مجد و عظمت به هم پیوسته است.
باز این تویی که حارس کریاس شوکتتطغرلتکین و اتسزو سلجوق و سنجرست
هوش مصنوعی: این تویی که نگهبان و حامی کرامت و عظمتت، طغرلتکین و اتسوز سلجوق و سنجر هستند.
باز این منمکه منبع جانبخش فکرتمچون چشمهٔ زلال خضر روحپرورست
هوش مصنوعی: من دوباره همان فرد هستم که منبعی برای افکارت هستم، مانند چشمهای زلال که روح را پرورش میدهد.
باز این تویی که عرصهٔ جاهت چنان وسیعکاندر برش مساحت گیتی محقرست
هوش مصنوعی: این تویی که مقام و جاهت به قدری بزرگ است که در مقایسه با آن، وسعت جهان بسیار ناچیز به نظر میرسد.
باز این منمکه هرکه نیوشد کلام منگویدکه نیست شاعر ماهر فسونگرست
هوش مصنوعی: این بار من هستم که هر کسی سخنانم را بشنود، میگوید شاعری ماهر و جادوگر وجود ندارد.
باز این تویی که از تو گه رزم در هراسگودرز و گیو و رستم و گستهم و نوذرست
هوش مصنوعی: این تو هستی که حتی جنگجویان بزرگ و نامی مانند گودرز، گیو، رستم، گستهم و نوذر از تو میترسند و از نبرد با تو هراس دارند.
باز این منمکه داور اقلیم دانشمملک سخن به تیغ خیالم مسخرست
هوش مصنوعی: این من هستم که در دنیای علم و اندیشه قاضی و داورم، و قلم و زبانم تحت تأثیر خیال و اندیشهام به تسخیر درآمده است.
باز این توییکه زیر نگین تو نه سپهربا چار رکن و شش جهت و هفت کشورست
هوش مصنوعی: این تو هستی که برتر از همهی عناصر و جهات عالم قرار داری و همهچیز در زیر سایه و تاثیر توست.
باز این منم که طبع روان بخشم از سخنگنجینهٔ پر از دّر و یاقوت احمرست
هوش مصنوعی: این من هستم که با نثری روان و دلنشین صحبت میکنم، کلماتی که مانند گنجینهای پر از جواهرات ارزشمند هستند.
باز این تویی که تیغ جهان سوزت از گهرچون ذوالفقار حامی دین پیمبرست
هوش مصنوعی: این تو هستی که شمشیرت مانند ذوالفقار، از جنس جوهر ناب، آتشین و سوزاننده است و مدافع دین پیامبر خواهد بود.
باز این منمکه حجلهنشینان فکر منچون روی نوعروسان پُر زیب و زیورست
هوش مصنوعی: این من هستم که ذهنیت و تفکراتم مانند زیبایی و زینت نوعروسان است و در دلم جایی برای این تصاویر زیبا وجود دارد.
باز این تویی که سدهٔ کاخ رفیع توبا اوجعرش و سدره و طوبی برابرست
هوش مصنوعی: این تو هستی که عظمت کاخ بلندت با بلندای عرش و درختان سدره و طوبی برابر است.
باز این منم که چون که مکرر کنم سخناندر مذاق خلق چو قند مکررست
هوش مصنوعی: این من هستم که همانند قند، وقتی سخن میگویم، هر بار برای دیگران شیرین و جذاب میشود.
باز این تویی که چاکر کاخ جلال تورای و کی و نجاشی و خاقان و قیصرست
هوش مصنوعی: این تو هستی که خدمتگزار و وفادار به کاخ عظمتت میباشی و هیچکس چون تو در عظمت و قدرت مقام ندارد، حتی پادشاهان بزرگی چون نجاشی، خاقان و قیصر.
شاه جهان بهادر دوران حسن شه آنکخورشید از خجالت رایش مکدرست
هوش مصنوعی: شاه جهان، که در دوران خود قهرمان و نیکوست، حسن او همچون خورشید است که از بزرگی و زیباییاش، خود را در سایهای مییابد و متیقن میشود.
هوشنگ ملکپرور و جمشید ملکگیردارای تاج بخش و خدیو مظفرست
هوش مصنوعی: هوشنگ، پادشاهی است که سرزمینش را پرورش میدهد و جمشید، پادشاهی است که به دیگران سلطنت میدهد. هر دو از تاج و تخت ویژهای برخوردارند و سلطان موفقی به شمار میروند.
تا چرخ را مدار بود برقرار بادزانرو که سیر چرخ ز عزمش مقررست
هوش مصنوعی: تا زمانی که حرکت زمین برقرار است، باید بدانیم که این حرکت ناشی از اراده و تصمیمگیری است.