قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۲ - در ستایش شاهزادهٔ کیوان سریر اردشیر میرزا گوید
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از نامهای که از سوی شهزاده اردشیر دریافت کرده است، با شوق و هیجان صحبت میکند. او بیان میکند که این نامه چقدر بر او تأثیر گذاشته و روح و دلش را پر از عطر و خوشبو کرده است. شاعر به زیبایی و عظمت شخصیت اردشیر اشاره میکند و او را به عنوان پناهی از ستمها و مشکلات دهر توصیف میکند.
شاعر همچنین او را به طور نمادین با دریا و ابر مقایسه میکند و بر جود و بخشش او تأکید میورزد. در نهایت، او آرزو میکند که همیشه نام اردشیر در همه جا طنینانداز باشد و او را به عنوان یک حامی بزرگ و قهرمان خطاب میکند. این شعر تجلیل از شخصیت و مقام اردشیر و تأثیر او بر دیگران است.
دوش از بر شهزاده اردشیرآورد مرا نامهیی بشیر
هوش مصنوعی: شب گذشته از سوی شهزاده اردشیر، نامهای مژدهآور برای من آوردند.
بگرفتم و بوسیدمش وز آنشد مغز من آکنده از عبیر
هوش مصنوعی: من او را در آغوش گرفتم و بوسیدمش، و از آن لحظه، ذهنم پر شد از عطر و زیبایی.
بر سیم پراکنده بود مشکبر شیر پریشیده بود قیر
هوش مصنوعی: بر روی سیمهای پخش شده، عطر خوش مشک وجود داشت و بر روی موی نامنظم، مانند قیر، رنگی تیره نشسته بود.
شنوا شده از لفظ او اصمبینا شده از خط او ضریر
هوش مصنوعی: با شنیدن سخن او، انسانهای ناشنوا به شنیدن میپردازند و کسانی که قادر به دیدن نیستند، با نگاه به کلامش بینا میشوند.
گفتی سر زلفین خویش حوربگسسته و پیچیده در حریر
هوش مصنوعی: گفتی که موهای سیاه و پیچیدهات همانند حوریان زیباست و در پارچهای نرم و لطیف پیچیده شده است.
یا ماهیکی چند مشک رنگافتاده به سیمابی آبگیر
هوش مصنوعی: چند ماهی زیبا در آبگیر نقرهای رنگ، در کنار هم شنا میکنند.
تا بشنوم آن لفظ دلپسندتا بنگرم آن خط دلپذیر
هوش مصنوعی: من میخواهم آن کلمات زیبا را بشنوم و آن نوشته خوشفرم را ببینم.
چون دل شده اعضای من سمیعچون جان شده اجزای من بصیر
هوش مصنوعی: وقتی دل من به خوبی میشنود، اعضای بدنم هم مثل جانم بینا و آگاه میشوند.
هی خواندی و هیکردم آفرینبر کلک ملکزاده اردشیر
هوش مصنوعی: تو مدام شعر خواندی و من هم پیوسته بر قلم هنرمند پسرِ شاه اردشیر ستایش کردم.
از هر ستمی دهر را پناهاز هر فزعی خلق را مجیر
هوش مصنوعی: انسان باید چشمامید به خدا داشته باشد و از هرگونه ظلم و ستم در دنیا به او پناه ببرد. همچنین، در زمان سختیها و مشکلات، خلق و مردم باید از او مدد بگیرند و به او تکیه کنند.
چون بحر به همت دلش عمیقچون ابر به بخششکفش مَطیر
هوش مصنوعی: دل او به عمق دریا است و سخاوتش به اندازه ابرها که باران میبارند.
ملکش ز سمک بود تا سماکصیتش ز ثری رفته تا اثیر
هوش مصنوعی: کشوری که از ستاره "سمک" (از صورت فلکی) نشأت گرفته است، تا "سماک" (ستاره دیگر) نام و آوازهاش به طبقههای بالا و حتی به آسمانها رسیده است.
جودش پی بخشش بهانهجوعزمش پیکوشش بهانهگیر
هوش مصنوعی: بخشش او به نیازمندان همیشه آماده است، اما او همیشه در تلاش برای کشف و فهمیدن دلایل این بخشش است.
در خصم عتابش جهندهتراز آتش تنور در فطیر
هوش مصنوعی: در برابر دشمن، خشم او از آتش تنور در نان تازه بیشتر است.
در سنگ سهامش دوندهتراز پنجهٔ خباز در خمیر
هوش مصنوعی: در دل سنگ، سرمایهاش به اندازهای ارزشمند است که حتی از دستان یک خباز که در حال ورز دادن خمیر است، پرتحرکتر و فعالتر به نظر میرسد.
درکوه سنانش خلندهتراز سوزن خیاط در حریر
هوش مصنوعی: در کوه سنان، زیبایی و ظرافتی وجود دارد که حتی از ظرافت سوزن خیاطی در پارچه ابریشمی هم بیشتر است.
دنیا بر ملکشکم از طسوجدریا بر جودش کم از نفیر
هوش مصنوعی: دنیا به اندازهی طساوج برای دریا کوچک است و برتری جود بر آن مانند نَفیر است.
در چنبر حکمش نه آسمانزانگونهکه تدویر در مدیر
هوش مصنوعی: حکم او بهگونهای است که آسمان هم تحت تأثیر آن قرار میگیرد، همانطور که ادارهکردن یک کار به دست یک مدیر انجام میشود.
بر درگه قدرش فلک غلامدر ربقهٔ حکمش جهان اسیر
هوش مصنوعی: در پیشگاه او که بزرگ و با ارزش است، آسمان همچون نوکری فرمانبردار عمل میکند و تمام جهان در تسخیر حکم و اراده اوست.
ترسد ز جهانسوز تیغ اوزانست که دوزخ کشد زفیر
هوش مصنوعی: کسی که از تیغ خطرناک او میترسد، به این دلیل است که آتش جهنم به شدت میتواند از نفسهای او شعله ور شود.
نه چرخ ز سهمش چنان نفورکز هستی خود میکشد نفیر
هوش مصنوعی: چرخ (سرنوشت) به قدری ناهنجار و نفرتآور است که فرد، به خاطر ناراحتی و ناامیدیای که از آن دارد، فریاد میزند و از حقیقت وجودیاش کنارهگیری میکند.
درگوش مخاطب جهد ز حرصبیسعی زبان وصفش از ضمیر
هوش مصنوعی: به شنونده بگو که با وجود میل زیاد، بدون تلاش زبان نمیتواند او را به خوبی توصیف کند.
ای چرخ به عون تو مستعینای دهر به لطف تو مستجیر
هوش مصنوعی: ای گردونه زمان، من بر یاری تو امیدمندم و ای دنیا، من به لطف تو پناه آوردهام.
صیت قلمت بحر و برگرفتبا آنکهکسش نشنود صریر
هوش مصنوعی: شهرت و قدرت نوشتار تو مانند دریاست و با وجود این که هیچ کس صدای آن را نمیشنود، تأثیرش همچنان محسوس است.
مهری که سنیتر ازو نبودبا رای تو چون ذره شد حقیر
هوش مصنوعی: محبت و دوستی که هیچکس به اندازه آن نداشت، در برابر تصمیم تو مانند یک ذره ریز و بیاهمیت شد.
بحریکه غنیتر ازو نبودبا جود تو چون قطره شد فقیر
هوش مصنوعی: دریایی که هیچکس ثروتمندتر از آن نیست، با احسان و generosity تو مانند یک قطره کمارزش شده است.
منظورش از آن جزو نام تستزان طفلکندگریه بهر شیر
هوش مصنوعی: اگر چیزی مورد نیاز یا خواسته یک فرد باشد، ممکن است به طرق مختلف به آن اشاره کند، بهخصوص اگر آن چیز برای او اهمیت ویژهای داشته باشد. در اینجا به احساس نیاز و وابستگی یک کودک به مادرش برای کسب نیازهای اولیهاش اشاره میشود.
نبود پس نه پردهٔ فلکرازیکه نه رایت بر آن خبیر
هوش مصنوعی: در این جهان، زمانی که چیزی وجود ندارد، دیگر رازهایی هم در پس پرده آسمان نیست و نشانی از آن درک شناسان نخواهد بود.
گویی که مجسم شود سرورآنگهکهکنی جای بر سریر
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که شادی و خوشحالی زمانی بیشتر خود را نشان میدهد که در یک وضعیت مناسب و با جلال قرار گیرد.
در مغز خرد یک جهان شعورباحزم توهمسنگ یکشعیر
هوش مصنوعی: در اندیشههای عمیق انسانی، دنیایی از دانش و آگاهی وجود دارد که میتواند به راحتی به توهم و خیال تبدیل شود.
جنبد همه اعضایش از نشاطچون مدح تو انشاکند دبیر
هوش مصنوعی: تمامی اعضای او از شادی و نشاط به حرکت درمیآیند، چرا که وقتی دبیر تو را ستایش کند، احساس شادابی میکند.
لرزان تن دوزخ ز تیغ توچون پیکر عریان به زمهریر
هوش مصنوعی: بدن جهنم از ضربههای تو میلرزد، مانند بدنی برهنه در سرما.
تا حوزهٔ گیهان بود وسیعتا روضهٔ رضوان بود نضیر
هوش مصنوعی: تا زمانی که دنیا گسترده و پهناور باشد، مانند باغ بهشت خواهد بود.
عمر ابد و نصرت ازلآن باد نصیب این یکت نصیر
هوش مصنوعی: زندگی جاودان و پیروزی از آغاز، نصیب این یکتای یاریدهنده باد.