قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۷ - در ستایش امیرالامراء العظام مبرزا نبی خان رحمه الله فرماید
هوش مصنوعی: این شعر به تمجید از محمود، یکی از فرمانروایان مشهور تاریخ، پرداخته و احساسات عاطفی و ارادت شاعر را به او منتقل میکند. شاعر با استفاده از تشبیهات زیبا و تصویری، ویژگیهای محمود را مورد ستایش قرار میدهد و خواستههای خود را در قالب دعا بیان میکند. او از درازایی عمر محمود، خوشبختی و برتری او بر دشمنانش صحبت میکند و عشق و محبتش را به او به تصویر میکشد. همچنین، شاعر به مقایسه میان خود و محمود میپردازد و در نهایت به او توصیه میکند که در مقام فرمانروایی خود بکوشد تا بندهاش در خدمترسانی به او بکوشد و از مقام خود لذت ببرد.
محمود ماه منکه غلامش بود ایازدیشب دعای میر بدینگونهکرد ساز
هوش مصنوعی: محمود، ماه من که ایاز (غلام او) بود، دیشب به منظور دعای میرداد، چنین دعایی را ترتیب داد.
بر کف گرفت زلف که یارب به موی منعمر امیر کن چو سر زلف من دراز
هوش مصنوعی: به خاطر زلف زیبایش، از خدا میخواهد که مانند موهایش، عمرش را هم طولانی کند. او آرزو دارد که زیبایی زلفش دراز و زندگیاش پایدار باشد.
خشمش چو هجر طلعت من باد دلشکنمهرش چو ماه عارض من باد دلنواز
هوش مصنوعی: خشم او به اندازه جدایی از چهره زیبا و دلنشین من است، در حالی که محبتش همچون ماهی است که به چهره من میتابد و دلها را نوازش میکند.
در مال کس چو خواجه ی من باد بیطمعدرکار دین چو عاشق من باد پاکباز
هوش مصنوعی: اگر کسی مانند خواجه من، به مال دیگران وابسته نباشد، در امور دین مانند عاشق من خالص و بیریا باشد.
خصمش چو زلف تیرهٔ من باد سرنگونبختش چو سرو قامت من باد سرفراز
هوش مصنوعی: دشمنش مانند موی سیاه من، آشفته و پریشان است، اما بخت بدش مانند قامت بلند من، سرفراز و با وقار نیست.
گیتی چو من به حضرت جاهش برد سجودگردون چو من به درگه قدرش برد نماز
هوش مصنوعی: دنیا به اندازه من به جایگاهش سجده میکند و آسمان هم به اندازه من در برابر مقام او نماز میگذارد.
در کار خصم و چهر حسودش زند سپهرهر عقدهای که من کنم از زلف خویش باز
هوش مصنوعی: در کار دشمن و چهره حسودش، هر مشکلی که من از زلف خودم باز کنم، آسمان (سرنوشت) دخالت میکند.
اخلاق او چو موی من از طبع مشکبیزاقبال او چو حسن من از وصف بینیاز
هوش مصنوعی: اخلاق او مانند موی من است که از طبیعتی خوبی و لطافت برخوردار است. همچنین اقبال و شانس او به زیبایی من میماند که نیازی به توصیف ندارد.
خصم وی و دهان من این هر دو بینشانخشم وی و فراق من این هر دو جانگداز
هوش مصنوعی: اینجا به نوعی بیانگر خشم و جدایی است. شخص با اشاره به خصم (دشمن) و دهان خود، نشان میدهد که هر دو در برابر یکدیگر محبوبیتی ندارند و این احساسات آزاردهندهای را برای او به همراه دارد. خشم دشمن و درد جدایی، هر دو باعث زجر و رنج عمیق او میشود.
در تیر او چو مژهٔ باد تعبیهدندان شیر شرزه و چنگال شاهباز
هوش مصنوعی: تیر او مانند مژهای است که در باد قرار گرفته و دندانهای شیر و چنگالهای شاهباز را به همراه دارد.
در چنگ او چو طرهٔ من خام شصت خمدر دست او چو قامت من رُمح هشتباز
هوش مصنوعی: در دستان او، مانند موهای فر من که تازه و نازک است، نرم و لطیف هستم. شمایل من نیز در دست او مانند نیزهای با هشت قسمت باریک و بلند است.
آوازهٔ جلال وی و صیت حسن منباد از عراق رفته همه روز تا حجاز
هوش مصنوعی: نام و آوازهٔ عظمت او و زیباییهای من، مانند بادی است که از عراق وزیده میشود و هر روز به سرزمین حجاز میرسد.
گنجش چوگنج فکر تو لبریز ازگهرملکش چو ملک حسن من ایمن زترکتاز
هوش مصنوعی: گنجشک که نماد فکر و خیال توست، پر از گنجینههای ارزشمند است؛ مانند ملک من که با زیباییاش از هر آسیبی در امان است.
پرورده همچو طبع تو اندر وفا و مهرآسوده همچو شخص من اندر نعیم و ناز
هوش مصنوعی: تو از وفا و محبت پرورش یافتهای، و من هم در آرامش و لذت زندگیام.
ممتاز باد شخص وی از والیان عصرچونانکه من ز خیل بتان دارم امتیاز
هوش مصنوعی: شخصیت او در بین حاکمان زمانش برتر است، همانطور که من در میان بتها ویژگی خاص و ممتاز دارم.
پیدا بر او چو نقش جمالم وجود جودپنهان بر او چو سرّ دهانم نشان آز
هوش مصنوعی: وقتی زیباییهای من آشکار میشود، وجود بخشش من نیز در پسزمینهاش پنهان است، مانند رازی که در دل نهفته است.
محمود باد عاقبت او چو نام منبا طالعی خجستهتر از طلعت ایاز
هوش مصنوعی: محمود، پایان کار او مثل نام من خواهد بود و سرنوشتش بهتر از سرنوشت ایاز خواهد بود.
وآخر چهگفتگفتکه قاآنیا. چو شمعدر عشق من بسوز و به سودای من بساز
هوش مصنوعی: به آخرین حرفش گفت که ای قانیا! مانند شمعی در عشق من بسوز و با آرزوی من زندگی کن.
تا خواجهٔ منستی در بندگی بکوشتا بندهٔ امیری بر خواجگان بناز
هوش مصنوعی: هر چه در تلاش و خدمت به آقایت کوشا باشی، باعث میشود که در میان دیگران به مقام والایی برسید و مورد احترام قرار بگری.