قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۸ - در ستایش پادشاه جمجاه ناصرالدین شاه غازی خلدالله ملکه گوید
هوش مصنوعی: این شعر درباره ناصرالدین شاه و دستاوردهای او در حکومت و نظمبخشی به کشور نوشته شده است. شاعر به تصویر کشیدن عظمت و قدرت او میپردازد و میگوید که شاه توانسته است با رهبری خود، پیروزیها و موفقیتهای زیادی را به دست آورد.
شاعر اشاره میکند که ناصرالدین شاه از درویشی و حلم برخوردار بود و در کارها از عقل و تدبیر استفاده میکرد و به خوبی با دشمنان مقابله میکرد. همچنین بر نقش قدرت الهی در این دستاوردها تأکید میشود و اینکه شاه توانسته است روحی تازه به حکمرانی ببخشد.
در نهایت، شاعر از اوج پیروزیهای شاه و تأثیر آن بر مردم و سرزمین یاد میکند و به نعمتهای الهی در این زمینه اشاره دارد.
ناصرالدین شاه گیتی را منظم کرد بازمعنی اقبال و نصرت را مجسم کرد باز
هوش مصنوعی: ناصرالدین شاه توانست دنیا را به شکلی منظم درآورد و دوباره مفهوم خوشبختی و پیروزی را به تصویر بکشد.
از رموز خسروی یک نکته باقی مانده بودملهم غیبش به آن یک نکته ملهم کرد باز
هوش مصنوعی: یک نکته از اسرار سلطنت باقی مانده بود که الهام غیبی، آن نکته را به او الهام کرد و دوباره نمود.
فال شه نصر من الله بود اینککردگارآیهٔ انا فتحنا را بر او ضم کرد باز
هوش مصنوعی: پیروزی و موفقیت من از سوی خداوند بود و اکنون خداوند آیه "ما فتحنا" را بر او اضافه کرد.
اشکبوسی را به یک تیر عذاب از پا فکندراستی کیخسرو ماکار رستم کرد باز
هوش مصنوعی: شخصی به نام کیخسرو با یک تیر، اشکبوس را به زمین انداخت و این عمل باعث شد که رستم دوباره به نبرد بپردازد.
خواست کین ایرج دین را ز سلم و تور کفراین منوچهر مؤید کار نیرم کرد باز
هوش مصنوعی: ایرج برای نجات دین و آیین خود از دست سلم و تور، که نمایندههای کفر هستند، تلاش میکند و این موضوع نشان دهنده قدرت کارهای نیک منوچهر است که به او کمک میکند تا بر مصیبتها فائق آيد.
منت ایزد را که صد ره بیشتر از پیشترملک و دین را هم معظم هم منظم کرد باز
هوش مصنوعی: شکر خدا را که بارها بیش از گذشته، هم حکومت و دین را بزرگ و هم مرتب کرده است دوباره.
کردگاری شه که در باغ جنان روح ملکسجده بر خاک ره حوا و آدم کرد باز
هوش مصنوعی: خداوندی بود که در بهشت، روح ملائکه را بر خاک راه حوا و آدم به سجده درآورد.
راست گویی خیمهٔدولت به مویی بسته بودایزدش با رشتهٔ تقدیر محکم کرد باز
هوش مصنوعی: راستگویی بهعنوان پایه و بنیان حکومت، به اندازهای نازک و آسیبپذیر بود که خداوند با رشتهای از سرنوشت آن را محکم کرد.
صدهزاران عقده بود از حلم شه درکارهاجمله را سرپنجهٔ عزمش به یکدم کرد باز
هوش مصنوعی: شمار زیادی از مشکلات و مسائل بر اثر صبر و بردباری آن شاه در کارها وجود داشت، اما او با اراده و عزم خود توانست به سادگی همه آنها را حل کند.
شاه پنداری سلیمان بود کز انگشت اواهرمن خویی به حیلت قصد خاتم کرد باز
هوش مصنوعی: شخصی مانند شاه سلیمان را تصور کن که با قدرت و حکمت خود، بر اهرمن (نماد شر) تسلط دارد. اما این اهرمن به طرز زیرکانهای کوشش میکند تا با نیرنگ به انگشت او نزدیک شده و کنترل خاتم او را به دست آورد.
صدراعظم خلق را چون آصف بن برخیاآگه از کردار دیو و حالت جم کرد باز
هوش مصنوعی: صدراعظم مردم به مانند آصف بن برخیا از کارهای دیوان و ویژگیهای جم باخبر شد و دوباره به آن فکر کرد.
اسم شه را خواند و بر آن دیو بد گوهر دمیدقصه کوته هرچه کرد آن اسم اعظم کرد باز
هوش مصنوعی: اسم شاه را ذکر کرد و بر آن دیو ناپاک دمید. داستان کوتاه است، هر چه انجام داد، آن نام بزرگ باز هم کار خود را کرد.
قالب بیروح دولت را ملک بخشید روحآشکارا معجز عیسی بن مریمکرد باز
هوش مصنوعی: دولت و حکومت بیجان را مانند یک جسم که به یک روح نیاز دارد، به عیسی بن مریم تشبیه میکند که با معجزهاش روحی تازه به آن بخشید و آن را زنده کرد.
آنکه از عجب پلنگی قصد چندین شیر کردخسروش ضایعتر ازکلب معلمکرد باز
هوش مصنوعی: آن کسی که به خاطر خودپسندی مانند پلنگ به دنبال گرفتن چندین شیر بود، در نهایت بدتر از سگی شد که معلمش به او بیتوجهی کرده است.
کید خصم خانگی را هرچه خسرو در سه سالخواستکردن فاش عفو شاه مدغم کرد باز
هوش مصنوعی: هر نقشه و دسیسهای که دشمنان نزدیک برنامهریزی کردند، شاه با بزرگواری و از روی عفو، همه آنها را پنهان کرد.
چون نبودش گوشمال سال اول سودمندچرخش اسبابپریشانی فراهم کرد باز
هوش مصنوعی: وقتی که در سال اول به او توجه و تربیت لازم را نکردند، دوباره مشکلات و ناهماهنگیها به وجود آمد.
شاخ عمرش راکه میبالید در بستان ملکآخر از باد نهیب پادشه خم کرد باز
هوش مصنوعی: شاخ عمر او که در باغ زندگی شکوفا و سرسبز بود، در نهایت از فشار و تندباد حوادث دنیوی خم شد و متروک گردید.
زهره ء شیر فلک شد آب ازاین جرأت که شهپنجه اندر ینجهٔ این چیره ضیغم کرد باز
هوش مصنوعی: زهرهٔ شیر آسمان به خاطر این جسارت که شاه پنجه را در چنگ این شیر قویهیکل قرار داد، متلاشی شد.
عالمی راکرد مات درد در شطرنج و نردزان دغلها کان حریف بد دمادم کرد باز
هوش مصنوعی: یک دانشمند را در بازی شطرنج و نرد با ترفندها و نیرنگها به زحمت انداخت و حریف بدجنسی باعث شد که او به شدت نگران و آشفته شود.
باغملک از صولتوی چونبدی آشفته بودفرّ شه زان رو درش پیچیده در هم کرد باز
هوش مصنوعی: باغ سلطنت به خاطر قدرت و عظمت او به هم ریخته بود، بنابراین او دوباره آن را به حالت اولیهاش برگرداند.
دست قدرتگوبی اندر آستین شاه بودکاستین برچید و از نو خلق عالم کرد باز
هوش مصنوعی: دست قدرت همچون دستی پنهان در آستین پادشاه است که با قدرت خود هر آنچه را که وجود دارد به هم میریزد و بار دیگر جهان را خلق میکند.
بر دلدشمن زد و بر حلقههایزلف دوستدست شه هر عقدهکز دلهای پر غمکرد باز
هوش مصنوعی: به دل دشمن ضربه زد و به زنجیرهای زلف دوست دست شه. هر گرهای که از دلهای پر از غم باز کرد، موفق شد.
از پریشان زلف پرچم با هزار آشفتگیرایت هرگوشه جمعی را پریشانکرد باز
هوش مصنوعی: زلفهای آشفته و پریشان او مانند پرچمی است که با هر بینظمیای، گروهی را دچار پریشانی و آشفتگی میکند.
زادهٔ خسرو هلاکوخان هم از بخت نیاقتل عام از مرز خنج تا شکیبان کرد باز
هوش مصنوعی: پسر خسرو هلاکوخان به سبب سرنوشت نیا، دوباره از مرز خنج تا شکیبان، کشتاری وسیع انجام داد.
وز در بیغاره گردون خندهٔ دنداننمااز بن دندان به خصم آب دندان کرد باز
هوش مصنوعی: در زیر آسمان بینهایت، خندهای که به شکل دندانها نمایان است، از اعماق دندان به دشمن خود، آب دندان پس زده است.
باد هر روزش ز نو فتحی که گویند نه سپهرالله الله شه عجب فتحی نمایان کرد باز
هوش مصنوعی: هر روز بادی وزیدن دارد که به نوید پیروزی جدیدی میوزد، گویی فرمانی از آسمان صادر شده و نشان از یک پیروزی شگفتآور دارد که دوباره آشکار شده است.