قصیدهٔ شمارهٔ ۲۹۳ - در ستایش حاج میرزا آقاسی رحمهلله فرماید
هوش مصنوعی: این شعر به زیباییهای بهار و تاخت و تاز عشق میپردازد. شاعر از زیبایی طبیعت در فصل بهار، بوی خوش گلها و نسیم ملایم صحبت میکند و به توصیف دلبریهای معشوقهاش میپردازد. او در میان گلها و شکوفهها احساس سرخوشی و شادی میکند و به عشق و بادهای که طعم شیرینی دارد، اشاره میکند. شاعر همچنین از قدرت محبت و جود شخصیتی همچون "سالار زمانه حاجی آقاسی" میگوید که باعث بهبود حال مردم و نعمتها میشود. نهایتاً، احساس عجز و نیاز شاعر نسبت به زیبایی و جلال معشوق خود را بیان میکند و خواستار انتخاب خود میان شاعران است. شعر به زیبایی فضای بهار، عشق و جود را در کنار هم قرار میدهد و حال و هوای دلنشینی را به تصویر میکشد.
از بوی بهار و فر فروردینشد باغ بهشت و باد مشکآگین
هوش مصنوعی: باغ بهشت با عطر بهار و لطافت فروردین پر شده است و بادی خوشبو و دلپذیر به این فضا تکمیل میکند.
بر لاله چو بگذری خوری سوگندکز خلد برون چمیده حورالعین
هوش مصنوعی: اگر از کنار لالهها بگذری، سوگند میخورم که حوریان بهشتی هم از بهشت بیرون آمدهاند.
بر سبزه چو بنگری دهی انصافکاورده نسیم بوی مشک از چین
هوش مصنوعی: اگر به سبزهها نگاه کنی و انصاف بدهی، متوجه میشوی که نسیم، بوی خوش مشک را از چین به همراه میآورد.
از شاخ شکوفه باغ پنداریدزدیده ز چرخ خوشه پروین
هوش مصنوعی: از میان شکوفههای درختان باغ، گویی دزدی از آسمان ستارههای پروین را به سرقت برده است.
در سایهٔ بید بیدلان بینیسر خوش ز خمار بادهٔ نوشین
هوش مصنوعی: در زیر درخت بید، افرادی را میبینی که خوشحال و سرخوش از خواب سنگین و مدهوشی بادهٔ شیرین هستند.
بر نطع چمن به پادگان یابیکز می چپ و راست رفته چون فرزین
هوش مصنوعی: در باغی که گلها و چمنزارها سرسبزند، تو مانند یک سرباز با ادب و آمادگی حاضر خواهی شد، در حالی که در هر دو طرف تو، نوشیدنی خوشگوار فراهم است و به سوی تو میآید.
چون چشمهٔ طبع من روان شد بازآبیکه هسرده بود در تشرین
هوش مصنوعی: وقتی که خلاقیتم دوباره به جریان افتاد، آبهایی که در فصل سرد پاییز راکد مانده بودند، دوباره به راه افتادند.
از ابر مگر ستاره میباردکز خاک ستاره میدمد چندین
هوش مصنوعی: آیا از ابر ستارهای میریزد که از خاک، ستارهها جوانه بزنند؟
ای غالیه موی ای بهشتی رویای فتنهٔ دانش ای بلای دین
هوش مصنوعی: ای تار مویی همچون غالیه، ای چهرهای زیبا و بهشتی، ای جاذبهٔ علم و معرفت، ای بلای جان و دین.
ای مشک ترا ز ارغوان بستروی ماه ترا ز ضیمران بالین
هوش مصنوعی: ای مشک، تو از گل ارغوان زمینهای و ای ماه، تو بر بالین من از زیبارویان هستی.
یاقوت تو قوت خاطر مشتاقمرجان تو جان عاشق غمگین
هوش مصنوعی: یاقوت تو باعث قوت دل عاشق است و مرجان تو جان عاشق را خوشحال میکند، اگرچه او گاهی اوقات غمگین است.
مشکین سر زلف عنبرافشانتتسکین ملال خاطر مسکین
هوش مصنوعی: زیبایی و جذابیت زلفهای مشکیات، برای دلهای غمگین مانند تسکینی است که نگرانیها و ناراحتیهای آنها را کم میکند.
در طره نهفته چنگل شهبازدر مژهگرفته پنجهٔ شاهین
هوش مصنوعی: در موهای بافته و زیبا، چنگال پرندهای بزرگ و سلطانمانند پنهان است، در حالی که در مژههایش، قدرت و تسلطی شگرف نهفته است.
درهر نگه تو طعن صد خنجردر هر مژهٔ تو زخم صد زوبین
هوش مصنوعی: هر بار که به تو نگاه میکنم، گویی صد خنجر به من طعنه میزنند و هر بار که چشمانت میدرخشد، زخمهایی مانند صد تیر به دل من میزنند.
زان روی شکفته گرد غم بنشانچون ماه دو هفته پیش ما بنشین
هوش مصنوعی: از آن روی که شکفته است، غم را کنار بگذار و مانند ماهی که دو هفته پیش از ما دور شده، در کنار ما بنشین.
دانی که روان ما نیاسایدبی بادهٔ تلخ و بوسهٔ شیرین
هوش مصنوعی: میدانی که روح ما بدون نوشیدن شراب تلخ و دریافت بوسهای شیرین آرام نمیگیرد؟
این قرعه به نام ما بر آور هاناین جرعه بهکام ما در آور هین
هوش مصنوعی: این قرعه به نام ما افتاده است، پس این نوشیدنی را به کام ما بریز.
از خانه یکی به سوی صحرا رواز غرفه یکی به سوی بستان بین
هوش مصنوعی: یک نفر از خانهاش به صحرا میرود و شخص دیگری از اتاقش به سمت باغ مینگرد.
کز سنبل راغ گشته پر زیوروز نسرین باغ گشته پر آیین
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و جذابیتی که در سنبل (گلی خوشبو) وجود دارد، باغ پر از زینت و زیبایی شده و نسرین (گلی دیگر) نیز باعث شده که باغ به شکلی زیبا و شگفتانگیز دیده شود.
لختی بگشای طره بر سنبلبرخی بنمای چهره بر نسرین
هوش مصنوعی: مدتی موهای خود را باز کن تا زیباییات را به گل سنبل نشان دهی و چهرهات را بر گل نسرین نمایان سازی.
تا برندمد به بوی زلفت آنتا دم نزند ز رنگ رویت این
هوش مصنوعی: بگذار بوی زلفت مرا به مکانهای دوردست ببرد، تا زمانی که رنگ چهرهات از یادم نرود.
وان شاخ شکوفه را کمر بشکنتا بر نزند بدان رخ سیمین
هوش مصنوعی: شاخ شکوفه را بشکن تا شکوفهها بر چهرهی زیبا نبارند.
وان زلف بنفشه را ز بن برکنمگذار ز زلفکانت دزدد چین
هوش مصنوعی: موهای بنفشهات را از ریشه ببر و نگذار چینهای زلفهایت را بدزدند.
با چهر چو گل اگر چمی در باغنرمک نرمک حذرکن ازگلچین
هوش مصنوعی: اگر با چهرهای زیبا مانند گل در باغ قدم میزنی، آرام و آهسته از چیدن گلها خودداری کن.
ترسم که ز صورتت بچیند گلوز رشک به چهر من درافتد چین
هوش مصنوعی: نگرانم که زیبایی و ظرافت چهرهات مثل گلی باشد که بربند و باعث حسادت در چهره من شود و چین و چروکی بر آن بیفکند.
ای ترک به شکر آنکه بخت امروزبا ما چو مخالفان نورزد کین
هوش مصنوعی: ای ترک، خوشحال باش که امروز بخت به ما یاری کرده و مانند دشمنان با ما مخالفت نمیکند.
از بوسه و باده فرض تر کاریامروز شدست مرمرا تعیین
هوش مصنوعی: امروز کار من فقط بوسه و نوشیدن است و هیچ چیز دیگری مشخص نیست.
خواهم چو چنار پنجه بگشایمتا دشمن خواجه را کنم نفرین
هوش مصنوعی: میخواهم مانند درخت چنار، با قدرت و استقامت، بایستم و در برابر دشمنی که به آزار خواجه میپردازد، نفرینی نثارش کنم.
سالار زمانه حاجی آقاسیکاورا ز می و زمان کند تحسین
هوش مصنوعی: سالار زمانه، حاجی آقاسی، در کنار شراب و زمان، تحسین و ستایش میکند.
آن خواجه که همت بلندش راادراک نکرده و هم کوتهبین
هوش مصنوعی: آن کسی که نتوانسته است بلندی همت و ارادهی قوی او را درک کند، انسانی با دید کوتاه و محدود است.
ابرار به اعتضاد مهر اویابند همی مکان بعلیّین
هوش مصنوعی: نیکوکاران به واسطه محبت او، همواره در جایگاه والایی قرار میگیرند.
فجار به انتقام قهر اوگیرند همی قرار در سجین
هوش مصنوعی: در عصبانیت و خشم به دنبال گرفتن انتقام از او هستند و در این حال، آرامش خود را در عذاب و مشکلات میجویند.
دوزخ ز نسیم لطف او فردوسکوثر ز سموم خشم او غسلین
هوش مصنوعی: جهنم تحت تأثیر نسیم محبت او به مانند بهشت است، و بهشت کوثر نیز در برابر خشم او مانند آبی گندیده میماند.
چنگال ز بیم او کند ضیغممنقار ز سهم او برد شاهین
هوش مصنوعی: به خاطر ترس از او، شیر چنگال خود را میکشید و عقاب به خاطر قسمت خود، منقارش را برمیداشت.
بر فرق فلک نهاده قدرش پایبر رخش قضا فکنده حکمش زین
هوش مصنوعی: این بیت به قدرت و جایگاه والای کسی اشاره دارد که به عنوان یک شخصیت مهم و تاثیرگذار در زندگی و سرنوشت دیگران شناخته میشود. او مانند ستارهای در آسمان میدرخشد و سرنوشت خود و دیگران را تعیین میکند. قدرت و ارادهاش بر رویدادهای زندگی اثرگذار است و حاکمیت او بر امور به وضوح نمایان است.
لفظی که نه در مدیح او باشدبر سر کشدش قضا خط ترقین
هوش مصنوعی: هر کلامی که در ستایش او نیست، به سرنوشت و تقدیر به بیراهه میرود و جدایی از حقیقت را به دنبال دارد.
از نکهت مشک خوی او سازدهرسال بهار خاک را مشکین
هوش مصنوعی: هر سال در بهار، بوی خوش و دلانگیزی از عطر مشک او به هوا میافزاید و زمین را به رنگ خوشبو میآراید.
از آینهٔ ضمیر او بنددهر شام ستاره چرخ را آیین
هوش مصنوعی: هر شب آینهٔ وجود او به گونهای میدرخشد که ستارههای آسمان را مجبور میکند به او اقتدا کنند و خود را به شکل او درآورند.
میزان زمانه را ز حلم اونزدیک بود که بگسلد شاهین
هوش مصنوعی: در اثر صبر و حوصلهای که او به خرج میدهد، به نظر میرسد که اوضاع و شرایط زمانه به خطر افتاده و ممکن است به هم بریزد.
جودش به مثابهیی که کلک اوبینقطه نیاورد نوشتن سین
هوش مصنوعی: سخاوت او مانند قلمی است که هیچ نقطهای ندارد و نمیتواند حرف سین را بنویسد.
چونان که عدوی او همی از بخلبی هر سه نقط همی نگارد شین
هوش مصنوعی: دشمن او به دلیل حسادت، حتی بدون هیچ نشانهای، به تلاش برای تخریب و کارشکنی در حق او میپردازد.
مدحش سبب نجات و غفرانستچون در شب جمعه سورهٔ یاسین
هوش مصنوعی: ستایش او باعث رهایی و بخشش میشود، مانند خواندن سورهٔ یاسین در شب جمعه.
ای دست تو کرده جود را مشهورای عدل تو داده ملک را تزیین
هوش مصنوعی: ای دستان تو، بخشش را مشهور و معروف کردهاند، و انصاف تو، موجب زینت و زیبایی پادشاهی شده است.
بامهر تو نار میکند ترطیببا قهر تو آب میکند تسخین
هوش مصنوعی: با محبت تو، نار (آتش) بر اثر تازگی میشود و با غضب تو، آب به سردی میگراید.
هرمایهکه بود آفرینش رادر ذات تو گشته از ازل تضمین
هوش مصنوعی: هرانچه که به عنوان ویژگی یا سرشت خلقت وجود دارد، از ابتدای آفرینش در وجود تو تضمین شده است.
هر نکته که بود حکمرانی رابر قدر تو کرده آسمان تلقین
هوش مصنوعی: آسمان به اندازهی شایستگی و شخصیت تو، نکاتی را برای حکمرانی به تو آموخته است.
آن راکه ثنای حضرتت گویدجبریل در آسمان کند تحسین
هوش مصنوعی: کسی که ستایش و مدح تو را میگوید، همان جبرئیل در آسمانهاست که تو را تحسین میکند.
وانجا که دعای دولتت خوانندروحالقدس از فلک کند آمین
هوش مصنوعی: در جایی که برای برکت و خوشبختی تو دعا میکنند، روحالقدس از آسمان به این دعا جواب مثبت میدهد.
چندان که تو عاشقی به بخشیدنپرویز نبود مایل شیرین
هوش مصنوعی: هرچقدر که تو عاشق هستی، پرویز هرگز تمایلی به بخشش شیرین نداشت.
نه جاه ترا یقین دهد تشخیصنه جود ترا گمان کند تخمین
هوش مصنوعی: نه مقام و اعتبار تو به شناخت واقعی کمک میکند، نه بخشش و سخاوت تو باعث میشود که دیگران به درستی قضاوت کنند.
بحری که به خشم بنگری در ویزو شعله برآر آذر برزین
هوش مصنوعی: اگر به دریا با خشم و غضب نگاه کنی، از آن شعلههایی مانند آتش بر میخیزد.
در رحمت آبی از تواضع خاکزیراکه مخمّری ز آب و طین
هوش مصنوعی: در نعمت و لطفی که از فروتنی و خاکی بودن برمیخیزد، چونکه در نهایت انسان مانند مخمری است که از آب و گل ساخته شده است.
ای فخر زمانه بهر من گردونهر لحظه عقوبتی کند تکوین
هوش مصنوعی: ای منشا افتخار در زمان، هر آنچه که در جهان میگذرد به خاطر من گناهی میکند و عذاب هایی برای من فراهم میآورد.
در طالع من نشان آزادیمعدوم بود چو باه در عنن
هوش مصنوعی: در سرنوشت من نشانهای از آزادی وجود نداشت، مانند اینکه در میان ابرها باران نباشد.
غلطان غلطان مرا برد ادبارزان سان که جُعَل همی برد سرگین
هوش مصنوعی: چرخش روزگار مرا به سمت بدبختی و نابودی کشاند، به گونهای که مثل سوسک که سرگین را میبرد، من هم در این مسیر قرار گرفتم.
در جرگهٔ شاعران چنان خوارمکاندر خیل دلاوران گرگین
هوش مصنوعی: در جمع شاعران به قدری بیارزش هستم که در میان دلیران مثل گرگی کمارزش میباشم.
چونانکه خدایت از جهان بگزیداز جملهٔ مادحان مرا بگزین
هوش مصنوعی: همانطور که خداوند تو را از میان مردم انتخاب کرده است، من را نیز از بین ستایندگان خود برگزین.
وین بکر سخن که نوعروس تستاز رحمت خویشتن دهشکاببن
هوش مصنوعی: ای سخن زیبا و تازه، همچون عروسی که درخشان است، از رحمت و بزرگواری خود به من عطا کن.
تا مهر چو آسیا همی گرددبر گرد افق هبه ساحت تسعین
هوش مصنوعی: تا زمانی که خورشید مانند آسیاب به دور افق میچرخد، فضای زندگی به ارمغان آورندهی برکت و خوشبختی است.
سکان بلاد بد سگالت راهر مژه به چشم باد چون سکّین
هوش مصنوعی: هر مژهام مانند دسیسهی باد، در هدایت سرزمینهای خوب و بد تاثیری بزرگ دارد.