قصیدهٔ شمارهٔ ۳۲۷ - در مدح مقر بالخاقان معتمدالدوله منوچهرخان فرماید
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیباییهای ماه و سرو و مقایسه آنها با یکدیگر میپردازد. شاعر میگوید اگر ماه همانند سرو بر روی زمین بود، یا سرو همچون ماه خرامان میبود، هر یک زیباییهای خاص خود را داشتند. او به توصیف ویژگیهای ظاهری و اخلاقی هر یک میپردازد و دلمشغولی خود را از فراق محبوب بیان میکند. شاعر به زیبایی و صفات اخلاقی دوستش ناسزا میدهد و آرزوی رفاقت و پیمان را میکند. او همچنین به قدرت و بزرگی دوستش اشاره میکند و احتمالاتی از ضعف و شجاعت را با هم مقایسه میکند. در نهایت، شاعر حسرت و تأسف خود را از فقدان محبوب ابراز میکند و آرزو میکند که او در دنیا بود. این شعر در عین زیباییهای ادبی، احساسات عمیق انسانی را نیز به نمایش میگذارد.
ماه من ماند به سر و ار سرو جولان داشتیسرو من ماند به ماه ار ماه دستان داشتی
هوش مصنوعی: اگر تو زیبایی و جذبهای همچون ماه داشتی، من هم مانند سروی استوار و باوقار میماندم. اما اگر تو شکوه و حالت سرو را داشتی، من هم همچون ماه خیرهکنندهای میشدم.
ماه بودی ماه اگر چون سرو بودی بر زمینسرو بودی سرو اگر چول ماه جولان داشتی
هوش مصنوعی: اگر تو به زیبایی ماه بودی و همچون سرو بر زمین قد علم میکردی، حقیقتاً همانند سرو میشدی، اگر هم چنان همچون ماه در حرکت و نشاط بودی.
سرو من ماند به ماه و ماه من ماند به سروسرو اگر مه مه اگر سرو خرامان داشتی
هوش مصنوعی: سرو من در کنار ماه باقی مانده و ماه من در کنار سرو. اگر تو هم سرو داشتی و مه را در کنار خود میداشتید، زیبایی شما دوچندان میشد.
سرو را ماند به بالا ماه را ماند به رخماه اگر گفتی سرود و سو اگر جان داشتی
هوش مصنوعی: درخت سرو به زیبایی و بلندیاش معروف است و ماه نیز به چهره زیبا و نورانیاش شناخته میشود. اگر از این دو زیبا بگویی، و اگر زندگی و جانات را داشته باشی، میتوانی هنری و سرودی را بیان کنی.
سرو بودی سرو اگر با مردمان گفتی سخنماه بودی ماه اگر چاه زنخدان داشتی
هوش مصنوعی: اگر تو همچون سرو باشی و با انسانها سخن بگویی، مانند سروی زیبا و دلنواز خواهی بود؛ و اگر همچون ماه درخشنده باشی، اما دارای چهرهای با جای زخم یا ناهنجاری باشی، زیباییات کمتر دیده خواهد شد.
گفتمش سرو روان و خواندمش ماه تمامسرو اگر بودی کمانکش ماه خفتان داشتی
هوش مصنوعی: به او گفتم که تو مانند سرو بلند و خوش قامت هستی و تو را به زیبایی ماه کامل توصیف کردم. اگر تو واقعا مثل سرو بودی، کمانچهات را میتوانستم بگیرم و حالا آرام در خواب بودی.
قد او سروست و مویش مشک و رویش ماه اگرسرو مار و مشک چین و ماه مژگان داشتی
هوش مصنوعی: قد او مانند سرو است و مویش همچون مشک خوشبو. چهرهاش به زیبایی ماه میماند. اگر آن سرو خوش قد، موی مشکین و ماهی که مژگانش مانند گلبرگهاست داشتی، چه زیبا میشد.
آفتابش خواندمی بیگفتگو گر آفتاباز زنخدان گوی مشکین زلف چوگان داشتی
هوش مصنوعی: من بیهیچ سخنی او را آفتاب خواندم، زیرا اگر او مانند آفتاب میدرخشید و از موهای مشکینش چنان گلولههای چوگان میچرخید.
پرنیان بودی به نرمی پیکرشگر پرنیانبا همه نرمی دلی چون سخت سندان داشتی
هوش مصنوعی: اگر پیکرهات مانند پرنیان نرم بود، اگر با همه نرمی هم دل تو همچون سنگی سخت بود، چه فایدهای داشت؟
لاله بودی عارضش گر لاله پیرامون خویشهمچو مشکینخطّ او یک باغ ریحان داشتی
هوش مصنوعی: اگر چهرهاش همچون لاله باشد، به همان اندازه که دور و بر او گلهای زیبای دیگر وجود دارند، باید یک باغ پر از ریحان هم داشتی.
می نکردی کس گناه از بیم حرمان بهشتچون نگار من بهشت ار حور و غلمان داشتی
هوش مصنوعی: به خاطر ترس از اینکه ممکن است بهشت را از دست بدهی، هیچ کس را سرزنش نمیکردی. اگر زیباییام را میدیدی، حتی اگر بهشت را با حور و پسران زیبا هم مقایسه میکردی، بهشت برایت کمتر از زیبایی من بود.
از فراق آن پری مجنون شدی هرکس چو منجان بریان جسم عریان چشمگریان داشتی
هوش مصنوعی: هر کس که مانند من به دوری آن پری دچار شده، به حالت جنون افتاده است؛ زیرا او جانش در آتش عشق میسوزد و بدنش عریان است و چشمانش از اشک پر است.
ترک شهرآشوب من ماند پری راگر پریخوی رندان لعل خندان درّ دندان داشتی
هوش مصنوعی: غرق در آشفتگی و درد عشقم، ترک شادی و زیبایی من را که به مانند پری (فرشته) است، فراموش نکن. اگر تو هم مثل رندانی که لبخند و دندانهای زیبا دارند، زیبایی و شادی را داشتی، همه چیز فرق میکرد.
ای بت پیمانهنوش ای شاهد پیمانگسلکاش چون عشاق خوی و پاس و پیمان داشتی
هوش مصنوعی: ای معشوق دلربا، ای شرابنوشی که عهد را میشکنی، ای کاش همانند عاشقان، وفاداری و پاسداری از پیمان داشتی.
خود لبت لعلیست کز خورشید میجستی خراجاینچنین لعل درخشان گر بدخشان داشتی
هوش مصنوعی: تو لبهای خود را به مانند لعل سرخ و درخشان میدانی که از نور خورشید زیبایی میگیرد. اگر در سرزمین بدخشان هم این لعلهای ارزشمند را داشتی، این چنین زیبایی نداشتی.
همچو رخسار تو صادق بود در دعویّ حسنهرکه چون زلفین مفتولت دو برهان داشتی
هوش مصنوعی: هر کسی که بخواهد در زیبایی خود ادعایی کند، باید مانند چهره تو راستگو باشد و اگر مانند موهای درهم و برهم تو دو دلیل برای زیبایی داشته باشد، میتواند ادعای خود را ثابت کند.
گر نکردی عدل سالار جهان تعمیر ملکملک شه را شورش حسن تو ویران داشتی
هوش مصنوعی: اگر به عدالت رفتار نمیکردی، ای سالار جهان، این ملک و پادشاهی به خاطر زیباییهای تو ویران میشد.
داور گیتی منوچهر آنکه برسودی به عرشچرخ چارم گر چنین خورشید تابان داشتی
هوش مصنوعی: منوچهر، داور جهان، که به عرش آسمان دست یافته، اگر تو نیز مانند او خورشیدی درخشان و تابناک داشتی، چه برتری به دست میآوردی!
کی ربودی اهرمن زانگشت جم انگشتریآصفیگر اینچنین دانا سلیمان داشتی
هوش مصنوعی: آیا تو نمیدانی که چگونه اهرمن (شیطان) از انگشت جم انگشتری آصف را ربوده است؟ اگر به این صورت دانا و باهوش بودی، مانند سلیمان این قدرت را داشتی.
کوه بودی توسنش گر کوه بودی رهنوردبرق بودی خنجرش گر برق باران داشتی
هوش مصنوعی: اگر کوهی بودی، به مانند اسب دوانی با قدرت و استقامت بودی و اگر همچون برقی میدرخشیدی، چنان تندی و برش داشت که همچون تیغهای تیز و کشنده باشد. اگر باران میآمد، تو میتوانستی به سرعت و شگفتی حرکت کنی.
گاه غوغا شرزه شیرش گفتمی گر شرزه شیراز سنان چنگال و از شمشیر دندان داشتی
هوش مصنوعی: گاهی صدای وحشتناک و خشمگین شیر را شنیدم و به خودم گفتم اگر شیر وحشتناک، چنگال و دندان قویتری مثل نیزه و شمشیر داشت، چه میشد!
روز هیجا ژنده پیلش خواندمی گر ژنده پیلاز کمند جانستان خرطوم پیچان داشتی
هوش مصنوعی: روزی، هنگامی که در حال خواندن داستانی دربارهی فیل بودم، به این فکر افتادم که اگر فیلی که دمش پیچیده است، به کمند جان گرفتار میشد، چه میشد؟
توسنش باد وزانستی اگر باد وزانجنبش برق و شکوه کوه ثهلان داشتی
هوش مصنوعی: اگر تو همچون باد میوزیدی و توانایی کنترل و حرکتی همچون برق داشتید، باید شکوهمند و پربار مانند کوه ثهلان به چشم میآمدی.
اهل شرق و غرب گشتندی ز پا تا فرق غرقگر سحابی چون عدویش جشم گریان داشتی
هوش مصنوعی: مردم شرق و غرب از سر تا پا دچار غم و اندوه شدند، اگر تو هم چون ابر، به دوش دشمنان اشک بریزی.
خنجر خونریز او را خواندمی رخشنده برقبرق اگر چون ابر موجانگیز طوفان داشتی
هوش مصنوعی: خنجر تیز و خونآشام او را به زیبایی توصیف کردم، چون برق درخشانی که اگر مانند ابری طوفانی بود، امواجی پرشور به وجود میآورد.
قدرش ار بودی مجسم صدهزاران ساله راهبرتری از منظر برجیس وکیوان داشتی
هوش مصنوعی: اگر ارزش او را درک کرده بودی، میتوانستی به مدت صد هزار سال راه برتری را از دیدگاه برجیس و کیوان تجربه کنی.
قهر جانکاهش اگر گشتی مصور در جهانچنگ شیر و سهم پیل و سم ثعبان داشتی
هوش مصنوعی: اگر بخواهی از شدت خشم و کینهات به تصویر کشیده شوی، در این دنیا دیگر چیزی جز قدرت شیر، سهمی از فیل و زهر ثعبان نخواهی داشت.
در کفش شمشیر بودی اژدها گر اژدهاچون نهنگان جایگه در بحر عمان داشتی
هوش مصنوعی: اگر اژدها مانند نهنگان در دریای عمان زندگی میکرد، میتوانست در کفش خود شمشیر داشته باشد.
میزبانگشتی اجل چون تیغش ار بر خوان رزمدیو و دد را تا به روز حشر مهمان داشتی
هوش مصنوعی: به مانند میزبان، زمان مرگ انسان به یکباره و ناگهانی فرامیرسد، مانند تیغی که بر سر سفره جنگ، دیوان و موجودات وحشی را تا روز قیامت مهمان کرده است.
گر نسیم خلق او یک ره وزیدی در جهانسال و ماه و هفتهگیتی راگلستان داشتی
هوش مصنوعی: اگر نسیم وجود او لحظهای به جهان بیافتد، سال و ماه و هفتههای این دنیا به مانند باغی زیبا میشود.
مرگ مانازادهٔ شمشیر گیهانسوز اوستورنه چون آلام دیگر مرگ درمان داشتی
هوش مصنوعی: مرگ فرزند شاه سلاحی است که دنیا را میسوزاند، وگرنه مانند دیگر دردها، مرگ هم میتوانست درمانی داشته باشد.
حزم اوگر خواستی از روی حکمت پیل رادر دهان پشهیی تا حشر پنهان داشتی
هوش مصنوعی: اگر میخواهی حکمت او را درک کنی، باید توجه کنی که او میتواند حتی در عمیقترین رازها و مسائل پیچیدهٔ زندگی، قدرت و هوش خود را به نمایش بگذارد، به طوری که مانند یک فیل در دهان یک پشه پنهان باقی بماند.
حاش لله اگرکسیوی را ستودی در سخاگر سخایی چون سخای معن و قاآن داشتی
هوش مصنوعی: برای خداوند قسم که اگر کسی او را ستایش کند در بخشندگی، اگر کسی مانند معن و قاآن بخشنده باشد، او به پای او نمیرسد.
بر روانم طعن و لعن از معن و قاآن هیچیکهمچو کهتر چاکرانش فضل و احسان داشتی
هوش مصنوعی: من از سرزنش و ناراحتی دیگران بیزاری دارم، که هیچکدام از آنها به من مانند کسی که از خدمتگزارانش توقع لطف و محبت دارد، محبتی نکردهاند.
درصدفهر قطره اش می گشت صد عمانگهرنسبتی با جود او گر ابر نیسان داشتی
هوش مصنوعی: اگر هر قطره از باران را به آن چیزی که از جود و سخاوت او میرسد نسبت دهی، حتی به اندازهی صد عمان هم خواهد بود، اگر ابر نیسان (ابرهای پربار) را داشته باشی.
بود آرش ترکمان چون او اگر مانند اومرگ یکسو و نهان در پیش ترکان داشتی
هوش مصنوعی: اگر آرش ترکمان مانند تو بود، تو نیز میتوانستی مرگ را بهراحتی در برابر ترکان قرار دهی و از آن بگریزی.
خنجرشگر خواستی در روز هیجا خلق رااز لباس زندگی چون خویش عریان داشتی
هوش مصنوعی: اگر خواستی در روز جنگ، مردم را مانند خودت برهنه از لباس زندگی ببینی، مانند خنجر به آنها ضربه بزن.
گر نبودی عفو او عدلش ز روی انتقامبرگلوی مه طناب از تارکتان داشتی
هوش مصنوعی: اگر نبخشش نبود، عدالت او به خاطر انتقام، میتوانست به شدت بر گردن شما فشار آورد و شما را در تنگنا قرار دهد.
حاجب مهرش اگر قهرش نگشتی گاهگاهزینهار ار هیچ عاصی بیم عصیان داشتی
هوش مصنوعی: اگر خداوند به خاطر خشم و قهرش تو را عذاب نکند، باید مراقب باشی که از گناه کردن هراسی نداشته باشی.
ملکبخشا تا ابد آباد بودی ملک فارساز ازل گر چون تو سالاری نگهبان داشتی
هوش مصنوعی: اگر در گذشته کسی مانند تو به عنوان سرپرست و نگهبان، بر کشور فارس حکومت میکرد، آن ملک همیشه آباد و پایدار میماند.
مر ترا کردی مفوض شهریار ملکبخشملکی ار صدره فزون از ملک گیهان داشتی
هوش مصنوعی: تو را به مقام و مرتبهای بالا برسانید که اگر برتری از تمام جهان هم داشته باشی، باز هم مقام تو بالاتر خواهد بود.
ور ترا بودی مسلم ملک ایران اینچنینکافرمگر روس هرگز قصد ایران داشتی
هوش مصنوعی: اگر واقعاً تو پادشاه ایران بودی، من کافر و بیدین میبودم، چون اگر روسها هرگز نیّت حمله به ایران را نداشتند، اوضاع اینطور نبود.
بود چون حزم تو گر حزم سکندر پایداردولتشکی تا به روز حشر پایان داشتی
هوش مصنوعی: اگر احتیاط و تدبیر تو مانند احتیاط سکندر بود، آیا دولت و سلطنت او تا روز قیامت ادامه داشت؟
گر به شوخی جاهلیگویدکه قاآنیّ رادداشتی حبّ وطن در دل گر ایمان داشتی
هوش مصنوعی: اگر کسی به شوخی بگوید که قاآنی را دوست داشتی، باید بداند که اگر واقعاً به میهن خود ایمان داشتی، این حبّ وطن در دل تو بود.
گویمش خود کافرم گر هیچ مومن بیش ازینجایگه در ملک شیراز از دل و جان داشتی
هوش مصنوعی: میگویم که اگر کسی در شیراز از دل و جان ایمان داشته باشد، او را کافر میدانم.
مینبد در پارس رادی تا ورا بخشد مرادورنه کی بیچاره عزم یزد وکرمان داشتی
هوش مصنوعی: در میخانه پارس، مینوشد تا به آرزویش برسد، وگرنه بیچاره با چه هدفی به یزد و کرمان میرود؟
شیر گردون را درافکندی به گردن پالهنگچون تو در دل هر که مهر شیر یزدان داشتی
هوش مصنوعی: شیر نیرومند را بر دوش شخصیتی چون تو قرار دادی، همانطور که هر کسی که محبت شیر خدا را در دل داشت.
حیدر صفدر کهگر با عرش می رفتی به خشماز زبونی عرش را با فرش یکسان داشتی
هوش مصنوعی: اگر حیدر صفدر بر افراز میکردی و از سر خشم به عالم بالا میرفتی، به خاطر ضعف و ناتوانی عرش، آن را با خاک فرش برابر میدیدی.
گر نبودی روز هیجا پای عفوش در میانضرب بازویش خلل در چار ارکان داشتی
هوش مصنوعی: اگر روز نباشد که در هیجانی، پای عفوش در میان باشد، در قدرت و استحکام او اختلالی به وجود میآید.
ور به دامان ولای او زدی ابلیس چنگاز عطای کردگار امید غفران داشتی
هوش مصنوعی: اگر ابلیس هم به دامن ولایت او (خدا) چنگ بزند و از عطای الهی بهرهمند شود، امید به آمرزش خواهد داشت.
یوسف ار بر رشتهٔ مهرش نجستی اعتصامکی خلاصی از مضیق چاه و زندان داشتی
هوش مصنوعی: اگر به محبت و پیوند یوسف دست نمیزدی، هرگز نمیتوانستی از تنگناها و زندانها آزاد شوی.
مختصرگو غیر ذات او نبودی در جهانواجبی در بر اگر تشریف امکان داشتی
هوش مصنوعی: اگر خواسته باشی به سادگی بگویی، در دنیا هیچ چیزی جز ذات او واجب وجود نداشت و اگر امکان داشت که او به شکلی دیگر باشد، باز هم غیر از ذات او چیزی در جهان وجود نمیداشت.
ای دریغا نیستی در دار دنیا مصطفیورنه در مدحش مرا انباز حسّان داشتی
هوش مصنوعی: ای کاش که تو در این دنیا بودی، مصطفی! اگر تو اینجا بودی، من نیز در ستایش تو یاریگران بسیاری داشتم.
ختمکن قاآنیا گفتارکزگفتار تووجد کردی کوه اگر گوش سخندان داشتی
هوش مصنوعی: اگر گوش شنوا و درک عمیقی داشتی، میتوانستی از گفتههای عمیق و آموزنده من بهرهمند شوی، چون کلمات من مانند کوهی عظیم و پرمحتوا هستند.