غزل شمارهٔ ۳
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیباییهای طبیعی و لذتهای فصلها اشاره میکند و نویدبخش زندگی و نشاط دوباره است. او از زوال و بیحالی فصلهای سرد سخن میگوید و به جای آن، میخواهد تا با زیبایی و هنر، فضای خوشحالی و شادی را ایجاد کند. شاعر از دلبلبل و گل راح ارغوانی میگوید، و بر اهمیت لذت بردن از شراب و عطر در جمع دوستان تأکید دارد. او به عشق و زیباییهای طبیعی فراخوان میدهد و از شنیدن نغمههای خوش و لذتهای زندگی میگوید. در نهایت، شاعر یادآور میشود که با وجود خلاصی از زیباییهای طبیعی، باید همچنان حس زندگی را در خود زنده کنیم و از هدایای عشق و زیبایی بهره ببریم.
کنون که برگ و نوا نیست باغ و بستان رابساز برگ و نوای دی و زمستان را
هوش مصنوعی: حالا که درختان و آوازها وجود ندارد، به ساختن باغ و سرسبزی در فصلهای پاییز و زمستان بپرداز.
گلوی بلبله و راح ارغوانی گیربدل گل سحر و بلبل خوش الحان را
هوش مصنوعی: صدای خوش بلبل را به خاطر داشته باش و در دل خود رنگ زیبای گل را بکار. یعنی در میان زیباییهای طبیعت، لذت بینظیر صدا و احساسات را فراموش نکن.
چو آفتاب می و صبح روی ساقی هستچراغ و شمع چه حاجت بود شبستان را
هوش مصنوعی: وقتی که چهرهی ساقی مانند خورشید و صبح درخشنده است، دیگر به چراغ و شمع برای روشنی بخشیدن به شبستان نیازی نیست.
از آن فروخته گوهر که سوی نور جمالدلیل شد به شب تیره پور عمران را
هوش مصنوعی: به خاطر گوهری که در شب تاریک به سمت نور زیبایی اشاره کرد، پور عمران را به فروش گذاشتند.
قرین شکر و عود و شراب و شمع کنیدطیور بابزن و برّههای بریان را
هوش مصنوعی: با هم نعمتها و زیباییها را تدارک ببینید و حال و هوای خوشی را برای پرندگان و گوشتهای بریان فراهم کنید.
چو جمع شد همه اسباب عیش موی به مویبه حلقه آر سر و زلفکی پریشان را
هوش مصنوعی: وقتی تمام وسایل خوشی و لذت فراهم شد، با دقت و نازکی، موهایت را در دایرهای بچین و دستهای از موهای نامرتب را به نمایش بگذار.
شو آستین بتی درکش و ز زلف و رخشپر از بنفشه و گل کن کنار و دامان را
هوش مصنوعی: دستهای خود را بالا بزن و زیبایی او را در آغوش بگیر، و از موها و چهرهاش که پر از گل و بنفشه است، لذت ببر و دامنش را نیز در کناری قرار بده.
عبیر و عود بر آتش منه بگیر و بدهبه باد طرهٔ مشکین عنبرافشان را
هوش مصنوعی: بگذار عود و بخور را به آتش نیفکنیم، بلکه بهتر است که این عطر خوشبو را به باد بسپاریم تا طرهٔ مشکی و زیبا را که مانند دانههای انگور میدرخشد، بر افرازیم.
به ار نماند درختان و بوستان را بردرخت قامت گیر و به زنخدان را
هوش مصنوعی: اگر درختان و باغها باقی نمانند، تو بر قامت درختان استوار شو و به زیبایی چهرهات تکیه کن.
گهی به گاز فراگیر سیب غبغب راگهی به مشت بیفشار نار پستان را
هوش مصنوعی: گاهی اوقات باید با ملایمت و با دقت به خواستهها و نیازهای دیگران پاسخ دهیم و گاهی نیاز است که با قاطعیت و قوت به خواستههایمان برسیم.
مفتحی نه از آن زلف عنبرین دل رامفرحی ده ازین لعل شکرین جان را
هوش مصنوعی: اگر خوشی و سرور دل را از زلف خوشبو و دلانگیز نمیتوانی بگیری، پس از این دانههای شیرین و خوشمزه، جانم را شاد کن.
بگیر زلفش و از روی لعل یکسو کنبه دست دیو منه خاتم سلیمان را
هوش مصنوعی: گوشهای از زلفش را بگیر و زیبایی چهرهاش را از من دور کن، و در دست دیو، انگشتر سلیمان را نگذار.
به پیچ جعدش و از روی خوب یک جانهبه روی گنج ممان اژدهای پیچان را
هوش مصنوعی: به خاطر مجعد بودن موهای او و زیبایی رویش، از شگفتیهایش غفلت نکن و پشت سرش را فراموش نکن، زیرا همچون اژدهای پیچان، رازهای زیادی در او نهفته است.
ازین دو گوهر جانی نکوتر ار خواهیبه رشته کش گهر مدحت جهانبان را
هوش مصنوعی: اگر میخواهی جان نیکویی را به دست آوری، باید گوهر ستایش و تحسین یک ولایتمدار را در رشته بکشی.