غزل شمارهٔ ۴
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف وضعیت سخت و غمانگیز فردی میپردازد که تحت تأثیر ظلم ضحاک قرار دارد. او از کشته شدن بیگناهان و دو مار سیاه بر دوش ضحاک صحبت میکند و به زیبایی و سرنوشت خود در دل شب میاندیشد. شاعر احساس ناامیدی و حیرانی خود را از گناه شمردن نگاه به زیباییها ابراز میکند و به میکده و شادیهای زندگی اشاره میکند. او در جستجوی باده و لذتهای زودگذر است تا از غمهای روزگار فرار کند و در عین حال به زیبایی معشوقش میاندیشد. در نهایت، به قدرت و تاجداری اشاره میکند که اساس جهان بر گردن اوست و شاهی که از قدرتش نباید غافل شد.
ضحاک وار کشته بسی بی گناه رابر دوش تا فکنده دو مار سیاه را
هوش مصنوعی: مانند ضحاک که بسیاری از بیگناهان را به قتل رساند، بار زشتی بر دوش خود دارد و دو مار سیاه را بر زمین انداخته است.
قصد ذقن نمودمش از زلف عنبرینچشمم ندید در شب تاریک چاه را
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و جذابیت چهرهام، به زودی دلم میخواست که شدت علاقه و هیجان را ببینم، اما در تاریکی شب نتوانستم خطرات را مشاهده کنم.
هوش از سرم به چابکی آن شوخ کجکلاهبرد آنچنان که دزد شب از سر کلاه را
هوش مصنوعی: هوش و حواسم از چالاکی و طنازی آن شخص کجکلاه گرفته شد، بهگونهای که مانند دزد شب از سر انسان کلاه را برمیدارد.
حیران زاهدم که بر آن روی چون بهشتاز ابلهی گناه شمارد نگاه را
هوش مصنوعی: من شگفتزدهام از عابد و زاهدی که چگونه نگاه به روی زیبای او را از روی نادانی گناه میداند.
می خوردنم به مجلس جانان گناه نیستآسوده در بهشت چه داند گناه را
هوش مصنوعی: در محفل محبوب، اگر بیفتم و دلم شاد باشد، گناهی نیست. چه کسی در بهشت میتواند به مفهوم گناه پی ببرد؟
صوفی نشد ریاضت چل ساله سودمندیک دم بیا و میکده کن خانقاه را
هوش مصنوعی: بعد از چهل سال ریاضت و تمرین، هنوز صوفی نشدهای، بیایید یک لحظه در میکده حاضر شو و خانقاه را فراموش کن.
کو بادهٔ دو ساله و ماه دو هفتهایتا شب به عیش روز کنم سال و ماه را
هوش مصنوعی: بیا تا با نوشیدن شراب کهنه و مخصوص، شبی خوش بگذرانیم و سال و ماه را به خوشی بگذرانیم.
هر روز و شب به یاد جمال جمیل تونظاره میکنم رخ خورشید و ماه را
هوش مصنوعی: هر روز و شب با فکر زیبایی تو، به تماشای صورت خورشید و ماه مشغولم.
در گیسوی سیاه تو دلها چو شبروانگم کردهاند در شب تاریک راه را
هوش مصنوعی: در موهای سیاه تو، دلها مانند شبروهایی هستند که در تاریکی شب راه خود را گم کردهاند.
دارم دلی گرفته و مشکل که شاه عشقدر این فضای تنگ زند بارگاه را
هوش مصنوعی: دل沉گین و دردناک دارم، در حالی که شاه عشق در این فضای محدود، سلطنت خود را برقرار کرده است.
وقتست کز تطاول آن چشم فتنهجویآگه کنیم لشکر عباس شاه را
هوش مصنوعی: زمانی است که به خاطر طولانی شدن و زیادهروی آن چشمان فریبنده، ما باید لشکر عباس شاه را آگاه کنیم.
شاهی که خاک درگه گردون اساس اوتاج زر است تارک خورشید و ماه را
هوش مصنوعی: شاهی که مقام و جایگاهش زیر آسمان، از طلا ساخته شده است، تاجی به اندازهای باشکوه دارد که حتی خورشید و ماه نیز به پای آن نمیرسند.