مثنوی شمارهٔ ۱
هوش مصنوعی: این متن شعری از مولانا است که درباره جستجوی حقیقت و عشق واقعی سخن میگوید. شاعر ابتدا به تفاوت بین ظاهر و باطن اشاره میکند و انسانها را به خاطر ذهنیتهای سطحیشان سرزنش میکند. او به کنکاش در عمق وجود انسان و عشق حقیقی میپردازد و این را به داستانهای عاشقانه و مصائبی که اهل ولایت همچون حسین (ع) در کربلا متحمل شدند، گره میزند. در پایان، تاکید میکند که سرنوشت انسان به سیرت و نیت او بستگی دارد و یادآور میشود که برای رسیدن به مقام حقیقت، لازم است از نیکان و بینشهای درست پیروی کنیم.
الا ای نیوشندهٔ هوشیاریکی نغز گفت آرمت گوش دار
هوش مصنوعی: ای کسی که هوشیار و شنوا هستی، به یک سخن زیبا گوش بسپار و آن را در ذهن خود نگهدار.
به گیتی بسی رفت گفت و شنیدکه تا آفرینش چهسان شد پدید
هوش مصنوعی: در جهان گفتوگو و تبادل نظرهای فراوانی صورت گرفته است تا اینکه روشن شود آسمان و زمین چگونه به وجود آمدند.
به اندازهٔ وهم خود هر کسیسخنهای بیهوده رانَد بسی
هوش مصنوعی: هر کس به اندازهٔ تصورات و خیالات خود، اظهارات بیپایه و اساس زیادی بیان میکند.
چو مرد از خرد ره نداند برونخرد را شمارد همی رهنمون
هوش مصنوعی: زمانی که انسان از درک و فهم خود بیرون میرود، دیگر نمیتواند راه را تشخیص دهد. در این حال، عقل خود را به عنوان راهنما میشمارد.
گَرَش از خرد راه بیرون بدیشناساییش لختی افزون بدی
هوش مصنوعی: اگر از عقل و درک فراتر روی، شناخت تو از او به مدت کوتاهی بیشتر میشود.
نبینی مگر کودک شیرخوارکه بادام و جوزش نهی در کنار
هوش مصنوعی: تنها کودک شیرخوار را میبینی که میتواند بادام و گردو را در کنار خود قرار دهد.
ابا پوست بگذاردش در دهاننداند که مغزش بود در میان
هوش مصنوعی: او با پوستش بر دهانش میگذارد، نمیداند که مغز و حقیقتش در درونش نهفته است.
همی خاید آن جوز و بادام رابه ناکام رنجه کند کام را
هوش مصنوعی: آن جوز و بادام به ناامیدان میرسند و رنجش را به دل حاضر میکنند.
ولیکن پس از یک دو سال دگرکه لختی شود دانشش بیشتر
هوش مصنوعی: اما پس از یک یا دو سال دیگر که کمی بیشتر آموزش ببیند و تجربیاتش افزایش یابد.
چو بادام و جوزش نهی در کنارشود مغز را زان میان خواستار
هوش مصنوعی: اگر بادام و گردو را در کنار هم بگذارید، مغز آنها از آن میان خواهان است.
بیندازد آن پوست را از برونکه تا مغز پیدا شود از درون
هوش مصنوعی: باید لایههای ظاهری را کنار زد تا عمق و حقیقت درون نمایان شود.
تو آن طفلی و وهم تو کام توزمین و زمان جوز و بادام تو
هوش مصنوعی: تو هنوز در مراحل اولیه زندگی هستی و خیالهای تو همانند خوراکیهای خوشمزهای مثل گردو و بادام در دنیای اطرافت وجود دارد.
نبینی در آن بودنیهای نغزهمی پوست خایی ابر جای مغز
هوش مصنوعی: در اینجا به تصویر کشیده شده که در بین زیباییها و لذتهای زندگی، نباید فقط ظاهر آنها را دید. همانطور که پوست ابر پوشاننده مغز است، ممکن است چیزهای زیبا در باطن خود عمیقتر و پیچیدهتر از آنچه به نظر میرسد، باشند. بنابراین باید به عمق وجود زیباییها توجه کرد و سطحی قضاوت نکرد.
مگر فیض عشقت شود رهنمونکه تا مغز از پوست آری برون
هوش مصنوعی: شاید عشق تو باشد که راهنمایی کند تا انسان تمام وجودش را از ظاهر و پوسته جدا کند و به عمق و حقیقت وجود خود برسد.
کس این مغز را باز داند ز پوستکه با خویش دشمن شود بهر دوست
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند عمق و ماهیت این مغز را از ظاهر آن تشخیص دهد، چرا که برخی افراد به خاطر دوستی با دیگران، به خودی خود دشمنی میورزند.
کسی پا گذارد درین دایرهکش از عشق در جان فتد نایره
هوش مصنوعی: هر کس که به این دایره وارد شود، آتش عشق در وجودش شعلهور میشود.
کسی راز این پرده داند درستکه بیپرده جان برفشاند نخست
هوش مصنوعی: کسی هست که حقیقت این پرده را به خوبی میشناسد، چون او اولین کسی است که بدون پرده و به شکل واقعی جان را افشا میکند.
تنی گردد آگه ز سرّ خدایکه از جان و دل سر نماید فدای
هوش مصنوعی: بدن میشود آگاه از اسرار الهی که جان و دل خود را فدای او میکند.
نیندیشد از تیغ و تیر و کماننپرهیزد از زخم گرز و سنان
هوش مصنوعی: فردی در دل خود به جنگ و خطرات ناشی از آن فکر نمیکند و از جراحات و آسیبهای ناشی از سلاحها و نبرد نمیهراسد.
ننالد گر از زخم تیر درشتشود تنش بر گونهٔ خارپشت
هوش مصنوعی: اگر از درد زخم تیر بزرگ گله کند، بدنش مانند بدن خارپشت پر از خار خواهد شد.
نپرسد گرش تیر و خنجر زنندنترسد گرش پتک بر سر زنند
هوش مصنوعی: اگر کسی به او آسیب برساند، نخواهد ترسید؛ حتی اگر با سلاح به او حمله کنند یا او را با ضربه سختی بزنند.
وگر خیمه سوزندش و بارگاهنگردد ز سوز درون دادخواه
هوش مصنوعی: اگرچه خیمههایش را بسوزانند و کاخش از آتش درون ویران نشود، اما او هنوز به دنبال داد و فریاد است.
پسر را اگرکشته بیند به پیشغم دل نهان دارد از جان خویش
هوش مصنوعی: اگر پسر را در پیش چشم خود ببیند که کشته شده، در دل خود غم و اندوهی نهان دارد که حتی جان خودش را تحت تأثیر قرار میدهد.
وگر خسته بیند برادر به تیغببندد زبان از فسوس و دریغ
هوش مصنوعی: اگر برادر خسته شود، باید با قاطعیت و قدرت به او کمک کرد و از گله و شکایت پرهیز کرد.
وگر دختران بسته بیند به بندو یا خواهران را سر اندر کمند
هوش مصنوعی: اگر دختران یا خواهران را در شرایطی سخت و دشوار ببینی که گرفتار شدهاند و در بند هستند، احساس تاسف و دلسوزی برای آنها پیدا میکنی.
نگوید به جز شکر پروردگارنَموید بر آن بستگان زار زار
هوش مصنوعی: تنها چیزی که باید گفته شود، سپاسگزاری از خداوند است و باید بر روی بستگان و دوستان خود حساس باشیم و به آنها محبت و توجه کنیم.
وگر تیر بارند بر پیکرشهمان شور یزدان بود بر سرش
هوش مصنوعی: اگر تیرها بر بدنش ببارند، همان شادی و خوشحالی الهی بر بالای سر اوست.
وگر اسب تازند بر پیکرشبجنبد ز شادی دل اندر برش
هوش مصنوعی: اگر اسبها بر بدنش بتازند، او از شادی دلش در حرکت خواهد بود.
چنین درد در خورد هر مرد نیستکسی جز حسین اهل این درد نیست
هوش مصنوعی: این درد و رنجی که وجود دارد، برای هر کسی قابل تحمل نیست و جز حسین، کسی توانایی درک و تحمل این حس را ندارد.
ندیدی که در عرصهٔ کربلاچهسان بود صابر به چندین بلا
هوش مصنوعی: آیا نObservation با حالت صبوری کسانی را که در میدان کربلا با مشکلات و بلاهای فراوان مواجه شدند، دیدی؟
لب تشنه جان داد نزد فراتچو اسکندر از شوق آب حیات
هوش مصنوعی: لب تشنه از شدت عطش جان خود را در کنار رود فرات از دست داد، مانند اسکندر که به خاطر عشق به آب حیات جان خود را فدا کرد.
ز یکسو تنش گشته آماج تیرز یکسو زن و خواهرانش اسیر
هوش مصنوعی: از یک سو، او بارها مورد حمله و آسیب قرار گرفته است و از سوی دیگر، زن و خواهرانش در وضعیت دشواری قرار دارند و در بند هستند.
زنانِ سیهپوش از خیمهگاهسیه کرده آفاق از دود آه
هوش مصنوعی: زنان با لباس سیاه از خیمهها بیرون آمدهاند و با اشک و نالههایشان آسمان را تیره و تار کردهاند.
ز یکسو بهشتیرُخان دستگیردرون دوزخ و آهشان زمهریر
هوش مصنوعی: از یک سو زیباییهای بهشت نظر را جذب میکند و از سوی دیگر، در دل دوزخ، دلتنگی و دردهای شدید وجود دارد.
سکینه به زنجیر و زینب به بندرقیه به غُلّ عابدین در کمند
هوش مصنوعی: سکینه در زنجیر و زینب در بند است و رقیه در آغوش عابدین گرفتار شده است.
چو برگ گل از غم خراشیدهرویچو اوراق سنبل پریشیدهموی
هوش مصنوعی: زمانی که گلبرگها از اندوه چهره خود را خراشیدهاند، مانند برگهای سنبل که موهایشان آشفته و درهم است.
رخ از خون چو تاج خروسان شدهنگارین چو کفّ عروسان شده
هوش مصنوعی: چهرهاش به زیبایی و درخشندگی تاج خروسها شده و همچون دستان عروسان، زینتمند و زیبا است.
یکی را رخ از زخم سیلی فکاریکی را کف از خون دل پرنگار
هوش مصنوعی: یکی به خاطر زخم سیلی، چهرهاش آسیب دیده است و دیگری به خاطر درد دل، دستانش پر از خون و زخم شدهاند.
یکی را دو رخ نیلی از ضرب مشتیکی را سرِ نیزه بالای پشت
هوش مصنوعی: یکی از افراد، به خاطر ضربهی مشت، صورتی کبود و آبی دارد، و دیگری به خاطر ضربهی نیزه، زخمی در بالای پشتش دارد.
یکی ژاله پاشید بر لاله برگیکی خسته عناب را از تگرگ
هوش مصنوعی: باران روی گلهای لاله میریزد و یکی دیگر از گیاهان، یعنی عناب، از ضربههای تگرگ خسته و آسیبدیده شده است.
یکی بر رخ از زلف بگشوده تابچو دود پراکنده بر آفتاب
هوش مصنوعی: شخصی که زلفش را باز کرده، مانند دودی در برابر آفتاب پراکنده است.
ولی این همه زجر بیاجر نیستکه زخمی که جانان زند زجر نیست
هوش مصنوعی: این همه آزار و رنجی که میکشم بیدلیل نیست، چون زخمهایی که محبوب به من میزند، درد و رنج نیستند.
مگر دیده باشی به عشق مجازکه معشوق با عاشق آید به راز
هوش مصنوعی: آیا تاکنون دیدهای که در عشق غیرواقعی، معشوق در خفا به ملاقات عاشق بیاید؟
بخندد همی عاشق از زخم یارکزین زخم، زخمی قویتر بیار
هوش مصنوعی: عاشق از درد و زخم عشق میخندد، چون از این زخمها نیرویی بیشتر به دست میآورد.
وگر جز به عاشق نماید ستمدو چشمش شود خیره و دل دژم
هوش مصنوعی: اگر چشمهای او به غیر از عاشقش بیرحمی نشان دهد، آن وقت چشمهایش خیره و دلش ناراحت خواهد شد.
به معشوق زیبا درشتی کندبدان خوبرو ساز زشتی کند
هوش مصنوعی: معشوقی که زیباست، با ظرافت و نازش میتواند زشتیها را زیبا کند و تأثیر شگفتانگیزی بر روی دیگران بگذارد.
پس ایدون ز آیین عشق مجازز عشق حقیقی توان جست راز
هوش مصنوعی: بنابراین، از طریق محبت حقیقی میتوان به اسرار عشق مجازی پی برد.
که مشتاق یزدان بلاجو بودخوشست از بلا چون بلا زو بود
هوش مصنوعی: آنکه به طمع و عشق خداوند است، باید از مشکلات و سختیها خوشحال باشد؛ زیرا آن بلاها و آزمونها او را به یزدان نزدیکتر میکنند.
بلا هست تخم و ولا هست بربه اندازهٔ تخم خیزد ثمر
هوش مصنوعی: مشکلات و سختیها به اندازهای که میکاشتی، نتیجه و میوه خواهد داشت.
هر آنکس که افزون بلاکش بودفزونتر دلش در بلا خوش بود
هوش مصنوعی: هرکسی که بیشتر با مشکلات و مصیبتها روبهرو شود، دلش بیشتر در این بلاها شاداب و خوشحال میشود.
بلاکش زرست و بلا آتشستزر پاک بیغش در آتش خوشست
هوش مصنوعی: خطر و بلا مانند آتش است و طلا که خالص و بدون ناخالصی باشد، در این آتش بسیار خوش درخشید و خالصتر میشود.
حیات روان در هلاک تنستاز آن رو که جان را بدن دشمنست
هوش مصنوعی: زندگی روح در آسیب بدن است، زیرا جان و جسم با یکدیگر در تضادند و روح را دشمن تن میدانند.
نفرساید ار دانه در زیر خاکنیارد در آخر ثمرهای پاک
هوش مصنوعی: اگر دانهای در زیر خاک کاشته نشود، در نهایت ثمرات پاکی هم به بار نخواهد آورد.
همان روشنست این سخن نزد جمعکه از سوز دل سرفرازست شمع
هوش مصنوعی: این حرف برای همه واضح است که شمع به خاطر سوز دلش همیشه سر بلند و با وقار است.
همان آهنست آنکه انجام کاربه چنگال حیدر شود ذوالفقار
هوش مصنوعی: این جمله اشاره دارد به اینکه تنها کسی که میتواند کارها را به بهترین شکل انجام دهد، همان کسی است که دارای قدرت و توانایی بالایی است، مانند حیدر (علی) که با شمشیرش، ذوالفقار، به پیروزی میرسد. در واقع بر اهمیت و توانایی فردی تأکید میشود که در موقعیتهای سخت و بحرانی میتواند به نحو احسن عمل کند.
ولیکن از آن پس که آهنگرانزنندش به سر پتکهای گران
هوش مصنوعی: اما پس از آن که آهنگران با چکشهای سنگین بر او ضربه میزنند، وضعیتش تغییر میکند.
اگر خون نگردد غذا در جگرز ادراک در مغز نبود اثر
هوش مصنوعی: اگر خون به غذا تبدیل نشود و در جگر تاثیر نگذارد، پس در مغز هم اثری از درک و فهم نخواهد بود.
نه آن نطفه است آدمی را نخستکه باید ز رجس تن خویش شست
هوش مصنوعی: آدمی در آغاز وجودش تنها یک نطفه است و باید از آلودگیهای جسمانیاش پاک شود تا به کمال برسد.
کز اول شود خون به زهدان ماماز آن پس به نُه ماه، ماهی تمام
هوش مصنوعی: از ابتدا خونریزی در رحم مادر آغاز میشود و پس از آن ماه کامل به دنیا میآید.
نه سنگست کآخر به چندین گدازشود روشن آیینهٔ دلنواز
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که همه درونها و دلها مانند سنگ نیستند که در برابر گرما مقاوم باشند. در واقع، وقتی که با محبت و گرمی ملاقات شوند، میتوانند به گونهای روشن و دلنشین تبدیل شوند، مانند آینهای که با نور درخشان میشود.
ولی نیست او را بلا سودمندکه طینت بود زشت و نادلپسند
هوش مصنوعی: اما آن شخص، هرچند که در سختی و مشکلات فراوانی باشد، به هیچوجه سودمند نخواهد بود؛ زیرا ذات و فطرت او زشت و ناپسند است.
نه هر دانهای میوهٔ تر دهدنه هر نی به بنگاله شکّر دهد
هوش مصنوعی: نه هر دانهای میتواند میوهای تر و تازه بدهد و نه هر نیای میتواند شکر تولید کند.
نه هر قطرهای در صدف دُر شودنه هرکس ریاحی بود حُر شود
هوش مصنوعی: نه هر قطرهای در صدف تبدیل به مروارید میشود و نه هر بادی همیشه گرم و باعث حرارت میشود.
نه هر زن بود در سعادت بتولنه هر مردی اندر شرافت رسول
هوش مصنوعی: نه هر زنی به مقام والای بتول میرسد و نه هر مردی به شرافت و بزرگی نظیر رسول.
نه هرکس که شد کشته در کربلابود در قیامت ز اهل ولا
هوش مصنوعی: نه هر کسی که در کربلا کشته شد، در قیامت جزو اهل ولایت خواهد بود.
بسی بُد حسین نام در کوفیانکه شد کشته و شد به دوزخ روان
هوش مصنوعی: حسین نامی که در بین مردم کوفه بسیار معروف بود، بدین ترتیب کشته شد و سرنوشتش به جهنم افتاد.
نه هرکس که او را بود نام نیکبود در قیامت سرانجامنیک
هوش مصنوعی: هر کسی که نام خوبی دارد، لزوماً در روز قیامت به سرانجام نیک نخواهد رسید.