شمارهٔ ۴۱
هوش مصنوعی: این شعر به تمجید از داور بزرگ جهان و مهر او پرداخته است. شاعر با اشاره به سختیهایی که به خاطر عشق و ارادت به او متحمل شده، نشان میدهد که چگونه برای او ارزش قائل است. او همچنین به ستایش از پارسیان میپردازد و بیان میکند که حتی صد بیت شعرش که هر کدام به دوصد ملک میارزد، نمیتواند به ارزش این قوم بیافزاید. در نهایت احساس ناتوانی و حقارتی را نسبت به بزرگی داور و اهمیت پارسیان ابراز میکند.
ای داورگیتی که بود شهرهٔ آفاقچون مهر فلک هرکه به حان مهر تو ورزد
هوش مصنوعی: ای داور جهانی، تو مانند ماهی که در آسمان درخشان است، شهرتی در میان مردم داری. هرکسی که در زندگی به گرمی مهر تو دست یابد، مورد توجه و محبت قرار میگیرد.
دارد رخم از خون جگر رنگ طبرخونبا آنکه بود شعر مرا طعم طبر زد
هوش مصنوعی: رنگ چهرهام به خاطر درد و رنج عمیقی که در دل دارم تغییر کرده است، با اینکه شعر من خودش حس و طعمی خاص دارد.
این پارسیان راکه به صد بیت ستودممسکین تنم از همت این طایفه لرزد
هوش مصنوعی: من به خاطر همت و ویژگیهای این قوم که صد بیت دربارهشان گفتم، احساس میکنم که وجودم به لرزه درآمده است.
صد بیت که هر بیتش ارزد به دوصد ملکگویا بر ایشان به یکی ملک نیرزد
هوش مصنوعی: هر صد بیت شعر ارزشمند، به اندازهی دوصد ملک است و این نشان میدهد که حتی به یک ملک هم نمیتوان به آنها ارزش داد.