تناجی
کسایی مروزی

سرخ رویی و زرد رویی

نورد بودم، تا ورد من مُورَّد بودبرای ورد مرا ترک من همی پرورد
کنون گران شدم و سرد و نانورد شدماز آن سبب که به خیری همی بپوشم ورد