تناجی
کسایی مروزی

پیری

پیری مرا به زرگری افگند، ای شگفتبی گاه و دود، زردم و همواره سُرف سُرف
زرگر فرو فشاند کُرف سیه به سیممن باز برفشانم سیم سره به کُرف