درد ِ پیری
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زودگذر بودن عمر و عدم آگاهی انسانها از خطرات آن اشاره میکند. او میگوید که تنها چیزی که برایش مانده آمرغ (امید) است و در کیسهاش تنها آخال (خالی) باقی مانده. او همچنین به این نکته اشاره میکند که تا زمانی که انسانها پیر نشوند، خطر عمر را درک نمیکنند و تا وقتی که مرغی در قفس نمانده، خطر پرواز را نمیشناسد. در پایان، شاعر به سرگردانی و گمگشتگی انسان اشاره میکند و از اوضاع خود و دیگران سخن میگوید.
از عمر نماندهست برِ من مگر آمُرغدر کیسه نماندهست برِ من مگر آخال
هوش مصنوعی: از عمرم چیزی باقی نمانده است، مانند مرغی که در کیسهای حبس شده، دیگر چیزی برایم نمانده است.
تا پیر نشد مرد نداند خطر عمرتا مانده نشد مرغ نداند خطر بال
هوش مصنوعی: انسان تا زمانی که جوان است، خطر و دشواریهای زندگی را درک نمیکند و زمانی که سنش بالا رفت، متوجه میشود که عمرش به سر آمده است. همچنین، پرنده تا زمانی که آزاد است و در حال پرواز میباشد، از خطرات و مشکلاتی که ممکن است برایش پیش بیاید، بیخبر است.
ای گمشده و خیره و سرگشته کساییگواژه زده بر تو امل ریمن و محتال
هوش مصنوعی: ای کسی که مُست و گم شدهای، در حالی که دیگران بر تو و من آگاهی دارند و مرا فریب میدهند.