تناجی
کسایی مروزی

غزل

ای ز عکس رخ تو ، آینه ماهشاه حُسنی و ، عاشقانْت سپاه
هر کجا بنگری ، دمد نرگسهر کجا بگذری ، برآید ماه
روی و موی تو نامهٔ خوبی استچه بود نامه ، جز سپید و سیاه
به لب و چشم ، راحتی و بلابه رخ و زلف ، توبه ای و گناه
دست ظالم ، ز سیم کوته بهای به رخ سیم ، زلف کن کوتاه !