تناجی
کسایی مروزی

قطرهٔ باران

بر پیلگوش قطرهٔ باران نگاه کنچون اشکِ چشمِ عاشقِ گریان همی شده
گویی که پرِّ بازِ سپید است برگِ اومنقار باز، لؤلؤ ناسفته بر چده