تناجی
کسایی مروزی

عبرت

ای برکشیده منظره و کاخ تا سهیلبرده به برج گاو سر برج و کنگره
از پنجره تمام نگاه کن به بوستانکان خانهٔ مقام تو را نیست پنجره
باز شکار جوی هزیمت شد از شکاراز کبر ننگرد به سوی کپک و کودره