ای طبع سازوار ...
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات با ندادن پاسخ به سوالاتی دربارهی رفتار خود و مشکلش با طبیعت و احساساتش سخن میگوید. او در مییابد که چرا اینگونه احساس تنهایی و جدایی میکند و به نوعی از لذتهای زندگی، به ویژه شراب، که به او ممنوع شده، حسرت میخورد. او در بیتی دیگر به شیر مادر اشاره میکند و به نظر میرسد که از رویکرد غیرطبیعی و ناآرامیهای درونی خود ناراضی است.
ای طبع سازوار ، چه کردم تو را ، چه بودبا من همی نسازی و دایم همی ژکی
هوش مصنوعی: ای طبیعت سازگار، چه بر سر تو آوردم که با من به همکاری نپرداختی و همیشه در دلتنگی هستی؟
وایدون فرو کشی به خوشی این می حرامگویی که شیر مام ز مادر همی مکی
هوش مصنوعی: اگر با شادی و لذت فروکش کنی، گویی که این شراب حرام است؛ مثل اینکه شیر مادر را از دندان میمکی.