تناجی
کسایی مروزی

وصف شراب

از او بوی دزدیده کافور و عنبروز او گونه برده عقیق یمانی
بماند گل سرخ همواره تازهاگر قطره ای زو به گل بر چکانی
عقیقی شرابی که در آبگینهدرخشان شود چون سهیل یمانی
شود گونهٔ جام باده ز عکسشملوّن چو از نور او لعل کانی
به ظلمت سکندر گر او را بدیدینکردی طلب چشمهٔ زندگانی