غزل شمارهٔ ۸۸
هوش مصنوعی: شاعر در این اشعار به درد و رنجهای خود اشاره میکند و میگوید این درد ناشی از بیدردی اقبال اوست. او میگوید اگرچه خواستههای او در پی اویند، اما به دلیل مشکلات و اهمال خود نتوانسته است به آنها دست یابد. شاعر هرگز از سختیهای زندگی آزاد نبوده و میگوید سختیها و مشکلات همواره او را همراهی کردهاند. در نهایت، او به تعبیر شگفتانگیزی اشاره میکند که زندگیاش مملو از پیچیدگیهاست و از دیگران میخواهد که او را از اشتباهاتش اصلاح کنند، زیرا بدبختیهای او در واقع بازتاب نادانی و غفلت خودش است.
درد نایافت ز بی دردی اقبال من استور نه مقصود من افتاده به دنبال من است
هوش مصنوعی: من به خاطر بیدردی و خوششانسیام هیچ دردی احساس نمیکنم، در حالی که اگر درد و ناراحتی داشتم، در حقیقت هدف و مقصود من همواره پیش روی من بود و در انتظار من بود.
با قضا سینه ی من صاف نگردد هرگزشکوه ی من همه از جانب اهمال من است
هوش مصنوعی: هرگز سینهام آرام و صاف نمیشود، زیرا ناآرامی من نتیجه بیتوجهی خودم است.
هرگز از محنت ایام نبودم آزادفتنه همزاد من و حادثه هم سال من است
هوش مصنوعی: هرگز از درد و رنج روزگار رها نبودهام؛ آتش فتنه همیشه همراه من است و حوادث همواره همدم من هستند.
آستینی که دو عالم بت و زنار در اوستگر به معنی نگری نامه ی اعمال من است
هوش مصنوعی: آستینی که در خود نمادهای دو عالم را دارد، اگر به عمق و مفهوم آن نگاه کنی، همانند یک نامه است که شامل تمامی کارهای من میباشد.
عرفی اصلاح پریشانی ام از یاد ببرکانچه ادبار بود پیش من، اقبال من است
هوش مصنوعی: از پریشانیهای گذشتهام کنارهگیری کن و فراموش کن، زیرا آنچه که در گذشته برایم بدشگون بود، اکنون خوشبختی و موفقیت من است.