غزل شمارهٔ ۱۰۰
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی عشق و کمبود آگاهی و شناخت از زیباییهای عشق است. شاعر به بیان میآورد که هیچکس در اطرافش صدای محبت و وفا را نشنیده است و تنها دل خودش از این احساسات آگاهی دارد. او به همسایهای که حسن و زیبایی دارد اشاره میکند و میگوید ممکن است که او همین حالا نیز دل را ببرد اما دیگران از این غمزه بیخبرند. همچنین شاعر به بوی خوش معشوق و تأثیر آن بر روح و دل عاشقان اشاره میکند و حسرت میخورد که دیگران از این احساسات و زیباییها بیبهرهاند. در نهایت، از این میگوید که حتی در دعا و نیایشش هم نام محبوبش را نمیبرند و این نشان از تنها بودن او در این احساسات است. شاعر درخواست میکند که اگر کسی بدگمان شده، ناراحت نشود چون در قلب او نیز جای عشق خالی است.
از تو کس زمزمه ی مهر و وفا نشنیده استبلکه گوش تو همین زمزمه ها نشنیده است
هوش مصنوعی: هیچ کس از تو صدای عشق و وفاداری را نشنیده است، بلکه خود تو هم این صداها را نشنیدهای.
باورم نیست که همسایه ی حسن است و هنوزچستی و دل بردن آن غمزه حیا نشنیده است
هوش مصنوعی: باورم نمیشود که همسایهی حسن وجود دارد و هنوز کسی نتوانسته است از زیبایی و فریبایی او دل ببرد، بیآنکه متوجه حیای او شود.
جذبه ی شوق نسیم تو رساند به مشامور نه کس بوی تو از باد صبا نشنیده است
هوش مصنوعی: شوق و وسوسه ای که ناشی از وجود توست به من حس عطری را منتقل کرد، در غیر این صورت هیچکس از بوی تو که با نسیم صبحانه همراه است، باخبر نشده است.
غم دل آتش دل سوختگان است، فغانکه طرب آمده، آوازه ی ما نشنیده است
هوش مصنوعی: غم و درد دل افرادی که سوختهاند، مانند آتش سوزان است. افسوس که شادی و خوشی آمده، اما صدای ما به گوش کسی نرسیده است.
عزتم بین که بر آرنده ی حاجات هنوزاز لبم نام تو هنگام دعا نشنیده است
هوش مصنوعی: من به خود می بالم که حتی کسی که در برآورده کردن نیازهایم هم تلاش میکند، هنوز هنگام دعا از زبانم نام تو را نشنیده است.
بد گمان گر شده باشم، مشو رنجه، که کسیمهربان، شوخ ستمکاره نما، نشنیده است
هوش مصنوعی: اگر به بدگمانی دچار شدهام، رنجیده خاطر نشو، زیرا کسی که به طور طبیعی مهربان و شوخطبع است، هرگز به کسی ستم نخواهد کرد و این رفتار را نشنیده است.
برد از صومعه وز دیر مغان چون عرفیکه در آن روضه کسی بوی وفا نشنیده است
هوش مصنوعی: از صومعه و دیر مغان، مانند عارفانی که در باغی زندگی میکنند که هیچ کس بوی وفا را از آن نشنیده است، منتقل میشوم.