غزل شمارهٔ ۱۲۷
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات به امید و عشق اشاره میکند. او میگوید حتی اگر وفا وجود نداشته باشد، هنوز امیدی برای ثمره وجود دارد چون ریشه در آب است. هرچند نشانههای ناامیدی به چشم میخورد، اما هنوز جرقهای از محبت وجود دارد. شاعر تاکید میکند که عشق او واقعی است و اگر دل کسی گرفتار غم باشد، نشانهای از عشق در آن وجود دارد. غم او همیشه در دلش هست و شادی در سفر است. در پایان، به راز دلش اشاره کرده و میفهمد که باید خاموش بماند.
گر نخل وفا بر ندهد چشم تری هستتا ریشه در آب است امید ثمری هست
هوش مصنوعی: اگر درخت وفا میوه ندهد، هنوز امیدی هست زیرا تا زمانی که ریشه در آب باشد، امکان باروری وجود دارد.
هر چند رسد آیت یاس از در و دیوار بر بام و در دوست پریشان نظری هست
هوش مصنوعی: هرچند که نشانههای ناامیدی از همهجا به چشم میخورد و به گوش میرسد، اما در دل و در افکار محبوبم، هنوز سردرگمی و نگرانی وجود دارد.
منکر نشوی گر به غلط دم زنم از عشقاین نشأ مرا گر نبود با دگری هست
هوش مصنوعی: اگر تو منکر شوی که من به طرز نادرست از عشق سخن میگویم، این حال و هوای من از عشق دلیلی برای محبت به دیگری نیست.
آن دل که پریشان شود از ناله ی بلبلدر دامنش آویز که با وی خبری هست
هوش مصنوعی: دلهایی که از ناله و نغمههای بلبل بیتاب میشوند، به آنها توصیه میشود که در آغوش خود چیزی را نگه دارند که نشان از وجود خبری خوب یا امیدواری دارد.
هرگز قدم غم ز دلم دور نبودستشادیست که او را سر و برگ سفری هست
هوش مصنوعی: غم همیشه در دل من حضور دارد و هیچگاه از آن دور نشده است، این شادی است که به سفر رفته و من از او بیخبرم.
تا گفت خموشی به تو راز دل عرفیدانست که از ناصیه غمازتری هست
هوش مصنوعی: وقتی سکوت کردی، دل و رازهای تو را عرفی فهمید، زیرا از دیگران بیشتر میتواند به حالات تو پی ببرد.