غزل شمارهٔ ۱۲۸
هوش مصنوعی: این شعر به مضامین عشق و درد دل پرداخته و از جنون و شورش درونی شاعر سخن میگوید. شاعر بیان میکند که در دلش دردی عمیق وجود دارد و از این درد نمیتواند رهایی یابد. او به معشوق خود اشاره میکند و از او میخواهد که کمی توجه بیشتری به او داشته باشد. شاعر همچنین به قضیه روحانی بودن و عشق حقیقی اشاره میکند و از بیوفایی و بیتوجهی معشوق شکایت دارد. در نهایت، شاعر در دلش نگاهی به غم و غصه دارد و میخواهد که عشقش به درستی درک شود و تحسین شود.
مژدگانی که جنون را به سرم کاری هستدرد را با دل سودا زده ام کاری هست
هوش مصنوعی: خبر خوش اینکه دیوانگی در سرم تأثیر دارد و من با دلی که عاشق است، راهی برای درمان دردهایم پیدا کردهام.
قفل الماس بیارید که زخم دل ما سر به سر گشته دهن، بر سر گفتاری هست
هوش مصنوعی: لطفاً یک قفل الماس بیاورید، چون زخم دل ما به قدری عمیق شده که مانند یک راز بزرگ درون ما جلوهگری میکند و سرشار از حرفهای ناگفته است.
این قدر سنگدلی نیست گمانم بس که مگر از راه تو در پای اجل خاری هست
هوش مصنوعی: به نظرم تو آنقدر بیرحم نیستی که بخواهی مرا به این صورت رنج بدهی، مگر اینکه در صراط عشق تو، مانع و خاری وجود داشته باشد که مانع از رسیدن به تو شود.
ای مسیحا اثری با نفست نیست، ملافامتحانی بکن اینک دل بیماری هست
هوش مصنوعی: ای مسیح، تأثیر تو در زندگی ما محسوس نیست، بیایید آزمایشی انجام دهیم؛ زیرا دل ما بیمار است و به کمک نیاز دارد.
نه به اندازه ی بازوست کمندم، هیهاتور نه با کوشش بامیم سر و کاری هست
هوش مصنوعی: کمند من به اندازه بازویم نیست، چه بسا اگر جدیت و تلاش کنم، میتوانم با سرنوشت خودم دست و پنجه نرم کنم.
لن ترانی نشود گر ادب آموز کلیم ما چه دانیم که درمانی و دیداری هست
هوش مصنوعی: اگر کلیم (موسا) هم ادب بیاموزد، ما نمیتوانیم خدا را ببینیم. ما چه میدانیم که آیا راهی برای درمان یا دیدن وجود دارد یا نه!
محرم خلوتی عاشق نه چراغ است و نه شمعآفتاب ار نرسد سایه ی دیواری هست
هوش مصنوعی: عاشق در خلوت خود نه به چراغ نیاز دارد و نه به شمع. اگر نور آفتاب نباشد، سایه دیواری وجود دارد که میتواند او را در خود نگه دارد.
دلم آ ن کافر عامی ست که در گوشه ی دیرپیر گردید و ندانست که زناری هست
هوش مصنوعی: دل من مانند آن کافر سادهدل است که در گوشهای از دیر، به عبادت مشغول شده و نمیداند که در کمینش خطری وجود دارد.
غمزه چون تیغ زند لب بگشایی عرفیکه به تحسین تو کیفیت زنهاری هست
هوش مصنوعی: وقتی که تو با ناز و غمزهات مانند تیغی عمل میکنی و لبهایت را باز میکنی، عرفی (شاعر) به تحسین تو میپردازد و میگوید که در این حالت، زیباییات و کیفیت نگاه تو به گونهای است که زنهاری (آشفتگی یا دوراندیشی) در آن وجود دارد.