غزل شمارهٔ ۱۴۵
هوش مصنوعی: در این اشعار، شاعر از بیتوجهی معشوق به نالههای عاشق سخن میگوید و بیان میکند که دلمشغولی و شوق او به زیبایی معشوق به حدی است که جاذبههای دیگری را فراموش کرده است. او هشدار میدهد که باید از دلباختگی پرهیز کرد چون ممکن است دلباخته دچار درد و رنج شود. همچنین به ناتوانی آدمی در تاثیرگذاری بر وفاداری و حمایت در دوستی اشاره میکند و در انتها، به طور کنایهآمیز میگوید که ظاهر ساده و بیخبر کسی میتواند در واقع او را از واقعیتها آگاه کند.
هیچگه نالهٔ من گوشزد آن مه نیستوین کمندیست که از بام فلک کوته نیست
هوش مصنوعی: نالهها و آواهای من هرگز به گوش او نمیرسد و این مسأله نشان میدهد که وابستگی من به او همچنان ادامه دارد و همچون پیوندی است که از آسمان قطع نمیشود.
آنچنان مست جمال است که شب تا به سحرمیکشد جام و ز کیفیت می آگه نیست
هوش مصنوعی: او چنان تحت تأثیر زیبایی قرار دارد که تا صبح به نوشیدن مشغول است و از کیفیت شراب هیچ آگاهی ندارد.
برحذر باش که در چَه نفتد یوسف دلکاین زمان اهل مدد را گذری بر چَه نیست
هوش مصنوعی: مراقب باش که چه بر سر یوسف دل میآید، زیرا در این زمان، دیگر کسی به کمک نمیآید و گذر آنها هم بیفایده است.
هر دم از انجمنی میشنود بوی تو دلهر نفس گر به دری روی نهد گمره نیست
هوش مصنوعی: هر لحظه از جمعی بوی تو را میشنود، قلب هر نفسی که به طرف تو میآید، گمراه نیست.
سعی ما بیاثر از طبعِ وفادشمنِ توستگر تو دامن نکشی دست کسی کوته نیست
هوش مصنوعی: تلاش ما بیفایده است چون طبیعت وفاداری را درک نمیکند. اگر تو به دوست خود اهمیت بدهی، هیچکس نخواهد توانست به او آسیبی برساند.
پیش عرفی مده از دست عنان کاین صیادخویش ابله بنمودهست ولی ابله نیست
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که نباید اختیار خود را به کسی بسپارید، زیرا اگرچه او خود را نادان جلوه میدهد، اما در واقع اینطور نیست و میتواند به خوبی شما را بفریبد.