غزل شمارهٔ ۱۹۷
هوش مصنوعی: این شعر از یک درد و فراق عمیق حکایت میکند. شاعر به احساساتش در مورد دوری از معشوق میپردازد و میگوید که دلش به خاطر این دوری آرام ندارد و به مصیبت دچار است. او به تلخی دلش اشاره میکند که با وجود زهرآگین بودن، هیچ طعمی شیرین ندارد. همچنین، به آتش غم اشاره میکند که جانش را گرفته و تا وقت مرگ، این درد ادامه خواهد داشت. شاعر همچنین به کفر و ایمان اشاره میکند و از برداشتهای نادرست دیگران از عشق او سخن میگوید. در نهایت، او به سوختگی دلش از آتش عشق اشاره میکند و از معشوقش میخواهد که نامش به بدی تعبیر نشود.
آن دل که به هجر تو ز آرام برآیدزودش به مصیبت زدگی نام برآید
هوش مصنوعی: دلهایی که به خاطر دوری تو آرامش را از دست میدهند، به سرعت دچار درد و رنج میشوند.
پر زهر دهد ساغر و شیرین نکند لبآن حوصله ام گو که به این جام برآید
هوش مصنوعی: هرچقدر که جام پر از زهر باشد، طعم شیرینی به لبان آن شخص نمیبخشد. حوصلهام را به تست بگذار که آیا این جام میتواند مرا به جایی برساند.
آتش به غم جان بگرفته است که از تنتا حشر اجل گر کند ابرام برآید
هوش مصنوعی: آتش غم به جانم چنگ انداخته است و اگر مرگ به سراغم بیاید، بعد از آن باران اشک خواهد بارید.
گر زلف تو در صومعه زنار فشاندآوازهٔ کفر از دل اسلام برآید
هوش مصنوعی: اگر موهای تو در صومعه به هم بریزد، صدای کفر از دل اسلام برخاسته میشود.
مشکل که شود نغمه گشا در چمن خلدمرغی که به پژمردگی دام برآید
هوش مصنوعی: وقتی مشکلات پیش میآید، پرندهای از طریق آوازش در باغ به عطر و زیبایی میافزاید و حتی در شرایط سخت هم میتواند به زندگی و شادابی ادامه دهد.
ما را که برد نام به بزم که از مادر مجمع ماتم زدگان نام برآید
هوش مصنوعی: ما را که به مهمانی دعوت کردند، در حالی که از ما در جمع عزاداران، هیچ نامی به یاد نمیآورند.
آن سوختگانیم که گر آتش دوزخسنجند به داغ دل ما خام برآید
هوش مصنوعی: ما کسانی هستیم که اگر آتش جهنم را با درد دل ما بسنجند، شعلهاش به اندازه آلام و ناراحتیهای ما کم خواهد آمد.
زان با تو بگوِییم به عرفی که مبادانامش به زبان تو به دشنام برآید
هوش مصنوعی: بیایید درباره او به گونهای صحبت کنیم که نامش در کلام تو به بدی نیفتد و به فحش و دشنام بدل نشود.