غزل شمارهٔ ۱۹۸
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف غم و رنج عشق و زیبایی پرداخته است. شاعر به گریه و اندوه اشاره میکند و از پیچیدگیهای زیبایی و عشق میگوید. او به تحسین زیبایی میپردازد و بیان میکند که چطور یک لحظه از لذت عشق میتواند خاطرات غمانگیز را تحت تأثیر قرار دهد. در نهایت، شاعر دعوت به جشن و مهمانی میکند و بر اهمیت همراهی و گوش دادن به داستانهای عاشقانه تأکید میکند.
چند بی بهره شود دیدهٔ گریانی؛ چند؟زلف جمع آر که جمعند پریشانی چند
هوش مصنوعی: چند وقت میخواهد چشمی که اشک میریزد، بینصیب بماند؟ چند؟ زلف خودت را جمع کن، زیرا که پریشانیها جمع شدهاند.
گلرخان محنت نایافت بیابند مگریک نفس چاک ببینند گریبانی چند
هوش مصنوعی: زیبایی چهرهی معشوق، به قدری دلانگیز است که از همهی سختیها و رنجها فرار میکند، اما تنها با یک نگاه به لباسش میتوان نگاهی از نزدیک به او داشت و از جمالش بهرهمند شد.
آن که آماده کند پردهٔ نا کرده گناهکی در او پرده ای از کرده پشیمانی چند
هوش مصنوعی: کسی که آماده است تا پردهای بر کارهای نادرست خود بکشد، آیا در او حجاب و پوششی از پشیمانی بر اعمالش وجود دارد؟
کبرای تو، بر آنم، که نیارد به نظرمستی آلوده به آلایش دامانی چند
هوش مصنوعی: من به خاطر تو، به آنقدر خواهم بود که در نظر کسی نیاوری، چون مستی آلوده به زشتیها و عیوب نیستم.
عرفی افسانهٔ ما گوش کنان حلقه زدندخوان بیارآی، که جمع آمده مهمانی چند
هوش مصنوعی: مردم به دور افسانهٔ ما جمع شدهاند و به شنیدن آن گوش میدهند. بیا و سفرهای بچین که مهمانی چند نفر دور هم جمع شدهاند.