غزل شمارهٔ ۲۴۱
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساسات عاشقانه و شوریدگی شاعر است. او به وفاداری سنگ اشاره میکند و میگوید که دلهای حساس مانند شیشه به راحتی شکسته میشوند. شاعر از حال مستی خود میگوید و به واعظ توصیه میکند که او را قضاوت نکند. او از لذتهای دنیوی و میگساری سخن میگوید و به این موضوع اشاره دارد که حتی اگر شیخی به نفع خود سوءاستفاده کند، او هیچ زیانی از این موضوع نمیبیند. در نهایت، شاعر تأکید میکند که در دنیای عشق و مستی، دقایق خوشی وجود دارد، همانطور که عرفی میگوید.
چون سنگ وفا به دست گیردبس شیشهٔ دل شکست گیرد
هوش مصنوعی: وقتی وفاداری چون سنگ در دست گرفته شود، شیشهٔ دل را به راحتی میشکند.
بد مست شدم ، مگو که واعظآهنگ ترانه پست گیرد
هوش مصنوعی: در حالتی از بیخودی و مستی هستم، نگو که منادی و واعظ به آوازها و ترانههای نابجا بپردازد.
از محتسب آمد این که در خلدمستم ز می الست گیرد
هوش مصنوعی: محتسب پیامآور این است که از بهشت مرا از شراب "می الست" نصیب میبرند.
ما را چه زیان که بهر خود شیخآن نامه که نیست هست گیرد
هوش مصنوعی: ما چه ضرری داریم اگر شیخ به خاطر خود، نامهای را که وجود ندارد، به دست بیاورد؟
می داغ شود دمی که عرفیپیمانهٔ خود به دست گیرد
هوش مصنوعی: زمانی که عرفی جام خود را در دست بگیرد، دیگر آن زمان دلتنگی و گرمی میشود.