غزل شمارهٔ ۲۷۳
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف خوبان شهر میپردازد و آنها را به شمع و گل تشبیه میکند که در زندگیاش حضور دارند. او به شکارچیان اشاره میکند که در پی زیبا پسندانی هستند و خود را در آرزوی وصال آنها میبیند. شاعر از زاهدان میخواهد که او را درباره اهل ندامت قضاوت نکنند، زیرا کسانی که در راه حقیقت هستند به او ظلم میکنند. در شبهای خلوتش، حضور معشوق را از هر چیزی مهمتر میداند و عشقش را مانند گلشن پرنور توصیف میکند. در پایان، شاعر ناله و نوای درد اهل دل را به تصویر میکشد و احساس انتظار و سرزندگی را بیان میکند.
خوبان شهر بین که در این مسکن من اندگه شمع بزم و گاه گل دامن من اند
هوش مصنوعی: زیباییهای شهر را ببینید که در این مکان من، گاهی نور و نشاط محفل هستند و گاهی هم مانند گل، زینت بخش من هستند.
آن ها که آهوان حرم را کنند صیددر آرزوی ناوک صید افکن من اند
هوش مصنوعی: آنهایی که به شکار آهوان حرم میپردازند، در آرزوی تیر شگفتانگیز من هستند.
منمای زاهدا در اهل ندامتمآنان که رهبرند تو را ، رهزن من اند
هوش مصنوعی: ای زاهد، مرا در شمار اهل ندامت قرار نده، زیرا کسانی که باید راهنمایی کنند، در واقع خود موجب گمراهی من هستند.
امشب که روی خلوتم از شمع روی تستخورشید و مه وظیفه خور روزن من اند
هوش مصنوعی: امشب که در تنهاییام نشستهام و شمع روشنی میدهد، زیبایی تو مانند خورشید و ماه، نور و روشنی روز را برای من به ارمغان آورده است.
تا دارم از جمال تو گلشن فروز عشقطوبی و سدره خار و خس گلخن من اند
هوش مصنوعی: تا زمانی که زیبایی تو را دارم، بهشت پر از عشق و سرسبزیاش مانند درخت طوبی و سدره، و باغ من پر از گل و گیاه خواهد بود.
عرفی نوای نوحه برآرم ، که اهل دردلب ها گشاده منتظر شیون من اند
هوش مصنوعی: من نوای سوگ و شیون را به صدا درمیآورم، چرا که افرادی که دردمند هستند و به زخمهای خود آشنا هستند، منتظر شنیدن صدای نالۀ من هستند.