غزل شمارهٔ ۳۴۷
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به اهمیت عشق و شوق میپردازد و میگوید کسی که از عشق و زیبایی معشوق بینصیب بماند، مانند کسی است که از آب شفاف بیشراب مینوشد. او به اثرات منفی تشنگی دل اشاره میکند و میگوید اگر کسی از جلوههای عشق عبور کند و شراب عشق را نچشد، همچون کسی است که تیر بلا را به پا میزند. همچنین شاعر به زیبایی و جذابیت عشق اشاره میکند و میگوید کسی که در مقابل عشق توست، نباید از زیباییهای دنیا بیخبر باشد. در پایان به حسرت روستایی اشاره میکند که به خاطر توبه از لذتهای عشق و شراب دور مانده است.
خوشا کسی دم آب بی شراب نخورددمی که جام شراب نداشت، آب نخورد
هوش مصنوعی: خوشا به حال کسی که در کنار آب، حتی یک لحظه هم شراب نخورده است و وقتی شراب در دست ندارد، حاضر نیست آب بنوشد.
ز نقص تشنه لبی دان، به عقل خویش مناز دلت فریب گر از جلوهٔ شراب نخورد
هوش مصنوعی: از کمبود آب تشنه لب بودن را درک کن و به عقلت تکیه نکن. دل تو فریبنده است و نباید به زیباییهای مشروب توجه کنی.
کسی ارادهٔ جولان عافیت ننمودکه زخم تیر بلا پای در رکاب نخورد
هوش مصنوعی: هیچ کس نمیتواند به آرامش و راحتی دست یابد، مگر آنکه با مشکلات و چالشهای زندگی مواجه شود و زخمهایی را تحمل کند.
رود به چشمهٔ حیوان و تشنه لب باز آیدکسی که از دم عشق تو آفتاب نخورد
هوش مصنوعی: کسی که در عشق تو گرما و نور محبت را نچشیده باشد، همچون کسی است که به چشمه حیات نزدیک میشود ولی همچنان تشنه و بدون آب برمیگردد.
چه روستایی بی مشربی است این عرفیکه توبه کرد و می از دست آفتاب نخورد
هوش مصنوعی: این عرفی به چه حال و روزی دچار شده که بعد از توبهاش، دیگر از نوشیدن شراب و لذتهای زندگی خودداری میکند و از تابش آفتاب بهرهای نمیبرد؟